من باد نیستم

این روزها ارامش عجیبی دارم

و زمان با سرعتی عجیب تر رد می شود

شاید آرامش به من نیامده است

آرامش برای کودکی که در زمانه جنگ چشم گشوده چیز عجیبی است

در زمان اژیرهای قرمز

در کشوری که مردمش در استرسهای مختلف غرقند

من آرامش عجیبی دارم در کنارش کارهای زیاد 

کارهای که می شود بیخیال گذشت

کارهای که روزها وقت می خواهد 

وقتهای که مثل طلا با ارزش است 

راستی قیمت طلا بالا رفته است

یا پایین امده مثل قیمت نفت.

 

پی نوشت1: دوست دارم یه زمانی اگه ترانه ای بخونم این باشه

"من باد نیست اما همیشه تشنه فریاد بوده ام

دیوار نیستم اما اسیر پنجه ی بیداد بوده ام"

پی نوشت2: موضوع پایان نامه ام معلوم شد و تقریبا استاد راهنمام باید پروپوزال بنویسم.

پی نوشت3: بعد از مدتها مرضیه پیگیر پایان نامه اش شده و من هم خوشحالم کمی درگیر کارهای پایان نامه اش هستم برای همین نیستم.

/ 7 نظر / 6 بازدید
خاطره

سلام عزیزم به سلامتی و موفقیت انشالله

محمود م

تبریک و آرزوی بازگشت امنیت و آرامش به کشور عزیزمون پایان نامه دادن چه حسی داره خانوم دکتر؟[لبخند]

زویا

ئه تبریک :) پس تقریبا در یه مرحله ایم. منم دارم پروپوزالم رو مینویسم اگه خدا بخواد. موضوعم هم تصویب شد. موفق باشی دوست جان

مهتاب

من همیشه عاشق ارامش حاکم بر این وبلاگ بودم از همون 5 سال پیش که خواننده وبلاگت شدم و نمی تونستم اسمت رو درست بخونم . از همون وقتی که فکر می کردم اسمت شکوه هست و پر یعنی خیلی با شکوه ... بعدها فهمیدم که پرشکوه اسم یه مکان هست و اصلا پرش کوه هست و ربطی به شکوه و اینا نداره .. قدر ارامشت رو بدون و نذار کسی بهمش بزنه ...اول امسال دعا کردیم یه اتفاق خوب برای دو تامون بیفته ولی نیفتاد .... جقدر زمان زود می گذره . انگار همین دیروز بود دکترا قبول شدی

روزبه

موفق باشيد و سر بلند

شیما

سلام تبریک میگم واقعا وبلاگ عالی دارین خیلی خوب بود ممنون میشم به وب منم هم سر بزنین موفق باشید

مرتضی

ایشالا که همیشه و همیشه آرامش در سراسر زندگیتون جاری باشه دوست مهربانم.[لبخند][گل]