ترم دیگر رفت

همه برگه ها دانشجویانم تصحیح کردم گذاشتم اعتراض ورقه هم بکنند. امروز با زهرا قرار گذاشتم با هم برویم دانشگاه برگه ها را تحویل بدهیم. ساعت نه از خانه بیرون زدم و با ماشین رفتم دنبال زهرا سر  سه راه فرزانه. رفتیم تا زحمت یک ترممان را تحویل دهیم به همین سادگی به همین راحتی.

دوشنبه هم لاله دفاع کرد و از دست پایان نامه خلاص شد امیدوارم روند موفقیتی که در پیش گرفته را ادامه دهد. رفتم که این پایان که آغازی برایش باشد را در کنارش باشم.

یکشنبه هم با مرضیه به فومن رفتم تا یک سری دیگر از برگه هایم را تحویل دهم به کار یک ترم دیگرم در آن دانشگاه نیز پایان دهم. یکی از دانشجویانم مادرش را از دست داده و دچار افسردگی شده از ناامیدیش از زندگی اطلاع دارم به او این ترم ارفاق کردم بعد از دریافت نمره تشکر کرد و گفت که پیش روانشناس رفته و با روانشناس حرف زده خوشحالم که داره کمک می کنه به خودش و از اون حالت نا امیدی خارج بشه امیدوارم به زندگی برگرده.

پی نوشت1: شاد نیستم از رفتن زمان.

پی نوشت 2: با دو تار سفید چه باید کرد؟

/ 4 نظر / 6 بازدید
مهتاب

امیدوارم دانشجوت زودتر خوب شه

raya

سلام لطف می کنید لینک سایت ما رو در وبلاگتون درج کنید در صورت تمایل وبلاگ شما نیز در وبلاگ ما درج خواهد شد. www.rayabook.net

مرتضی

روزها چه زود می گذرد روزها نشان می دهند که فرصثها کم هستند جقدر حوب میشه اگه بدونیم قدر این فرصتها رو.[گل][گل][گل]

چی

جالبه. اصولا وبلاگ هر استادی رو‌خوندم، یا با هر استاد دانشگاهی که از نزدیک ارتباط داشتم یعنی دوست بودم باعث شده شاخ در بیارم. دوست عزیز، خیلی راحت تو وبلاگتون درمورد ارفاق حرف میزنید و اینو مهربونی میدونید. البته منم این رو مهربونی میدونم. اما تا جاییکه عدالت برقرار باشه. تکلیف اون دانشجویی که چون نیومذه التماس کنه یا کسی رو واسطه کنه بهش نمره اضافه نمیشه چیه؟بنظر من که اگر تصمیم گرفتید به کسی نمره ای اضافه کنید باید اینکار رو در حق همه ی دانشجوها انجام بدین. نه اونایی که زبون باز ترن. اون یک استادی که میشناسم و عادله، ماکزیمم کلاس رو درنظرمیگیره. اگر ۱۸ بود به همه دو نمره اضافه میکنه. اگه ۱۹ بود یک نمره. و اگه ۱۵ بود ۵ نمره. حالا شاید دلش نخواد ۲۰ بده. بخواد ماکزیمم ۱۹ باشه. به همه ۴ نمره اضافه میکنه. اما واقعا عدالت رو زیر سوال نمیبره