تیری که از کمان جسته

11 شهریور 91 یعنی حدود دو سال پیش به خاطر دریافت کامنت خصوصی دوستی پستی را گذاشتم که می توانید در این ادرس ان را بخوانید

http://parshkooh.persianblog.ir/post/948/

در انتهای پست نوشته ای را که در فیس.بوک خوانده بودم به عینه نوشته بودم و ذکر کردم که این نوشته را از فیسبوک خوانده ام در ابتدای آن نوشته، نوشته شده بود از پیج خانم ... . من برای اینکه به نویسنده اثر وفادار بمانم اسم نویسنده را حذف نکردم ولی واقعا این خانوم را نمی شناختم و حتی به پیج ایشان نرفته بودم. فقط نوشته ایشان را مناسب برای باز پخش می دانستم. 

در تاریخ اول فروردین 93 کامنتی خصوصی دریافت کردم  که دروغگو هستی تو خانوم ... نیستی و با چه حقی از پیچ مادرم مطلبی رو ذکر کردی. من در جوابشون مجبور شدم کامنتی را به صورت عمومی بگذارم چون هیچ طریقی برای پاسخگویی وجود نداشت:

" سلام عزیزم ببخشید این نوشته رو بی اجازه منتشر کردم واقعیت اینه از این نوشته خوشم اومد و  فقط برای تکمیل حرفهای که می خواستم بزنم ازش استفاده کنم برای اینکه وفا دار به اصل مطلب باشم و اسم نویسنده که در فیس.بوک را نوشته شده بود بیان کردم با این همه عذر خواهی می کنم و اگه می پسندید نوشته شما رو حذف می کنم هر جور صلاح می دانید عمل می کنم."

و در تکمیل صحبتم نوشتم:

"راستی من ادعا نمی کنم خانوم ... هستم من خواننده این سطور بودم"

هیچ پاسخی دریافت نکردم تا دیروز که این کامنت را به صورت عمومی دریافت کردم:

"سلام. شما بی اجازه مطالبی را به اسم من و از قول من توی صفحه تون منتشر میکنید که. اینکار دور از ادب و شرافته. پستهای من هیچکدومشون حالت نمایش عمومی ندارن و فقط دوستان خودم میتونن اونارو ببینن.،و این نشون دهنده ی اینه که شما یهدمطلبی رو چون فکر میکنید انتشارش درست نیست از قول یه نفر دیگه مینویسید که این نشون میده شما انسان ترسویی هستید و خودتونو پشت دیگران قایم میکنید. لطفا اسم و فامیل منو از صفحه تون پاک کنید وگرنه پیگیری میکنم و براتون دردسر ساز خواهد شد. این بار دومیه که بهتون اخطار دادم"

به درخواست ایشان نوشته ایشان را از انتهای پست حذف کردم ولی واقعا این نوشته که منتشر کرده بودم متعلق به من نبود و آن در فیسبوک خوانده بودم و لزومی نمی بینم نوشته ای که متعلق به خودم هست را بی نام یا با نام کس دیگه ای منتشر کنم. برای اثبات صداقت گفتارم سرچ کردم و با ان مطلب در صفحات فیس.بوک قبل ازآن تاریخ مواجه شدم.

من باز هم از ایشان عذر خواهی می کنم که این نوشته را بی اجازه نویسنده منتشر کردم اما وقتی جواب کامنتی را که نوشتم هیچ پاسخی ندادید من هم به همین دلیل  اقدامی برای حذف آن نکردم و اگر پاسخ گو بودید احتیاج به تهدید نبود. 

تیتر نوشت: حرف مثل تیر از کمان جسته است حرفی که دو سال پیش زده ام را باید امروز پاسخگو باشم.

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام من اون متن رو نخوندم ولی شاید بهتر باشه که از ذکر کردن نام نویسنده در بعضی مطالب جلوگیری کرد چون اگه یه مطلب خاص باشد! و همه با نام نویسنده اش کپی کنند براش ممکن است شاید مشکلی پیش بیاد! لحن حرف هاش برام جالب است

احمدخانی

سلام شاید خیلی چیزهایی ( تهدید ها)که به شما گفته دروغ باشه هر چند متن آنقدر مهم نیست که سیاسی باشه و یا.. یا آدم مردم آزاری است بهر حال بهترین کار رو کردید که نویسنده را پا کردی !

یاسمن

عجب آدمای بیکاری پیدا میشنا...

خاطره

عجب آدمی بوده اصلا به فرض یه نویسنده شهیر هم باشه وقتی نوشته اشون رو با رفرنس بیان کردید دیگه چه دلیلی برای گلایه است ؟ تازه به نظر من باید باعث افتخارشون باشه که رفرنس صحبتی واقع شدند .. الله اعلم

ناهید

اوووووووووووو حالا چی شده مگه. با مطالبش رمان نوشتی به اسم خودت چاپ کردی یا از روش فیلم ساختی. راست می گه بعضی ها خیلی بیکاران. شما هم زیادی تحویلش گرفتی فکر کرده آدمیه. بی خیال عزیزم [چشمک]

ایمان و فرشته

جالب بود !! ملت بیکارن خوب بره هر کاری میخواد بکنه !! نکنه ایران کپی رایت داره و ما خبر نداریم !! تا جایی که من متوجه شدم اخلاقیات رو رعایت کردین تمام شد رفت

مونا

سلام....شما بنظرم صداقت را زیادی رعایت کرده اید...!

زویا

عزیزم این روزها انقدر ازین اتفاق ها میفته و از نوشته ها سوء استفاده و کپی برداری میشه که همه بدگمان هستن به هم. خودت رو ناراخت نکن :)

حدیث

خانم دکتر کم پیدایی....

مهتاب

چی بگم مردم دیوونه هستن ها ... ولشون کن این ادمای عقده ای رو عزیزم !.... چرا ازش عذر خواهی کردی ؟؟؟ می خواست ننویسه . ادمی که اینقدر بزدله که از انتشار حرفهای خودش با اسم خودش اینقدر وحشت داره بهتره اصلا ننویسه ! ... خانم محترم اگر کامنتای این پست رو می خونی شما و دخترتون مشکل دارید حتما به روانپزشک حاذق مراجعه کنید .