رفتن یا نرفتن

من به این شعر اعتقاد خاصی دارم

رفتن، گزند دارد
اما
ماندن...
ماندن،
چون آبگیرِ راکد در ظل آفتاب
آبِ زلآل همتای اشک را
در یک درنگ
می سازد
گندابِ گندِ گ ن د

به نظرم ادم نباید سر جاش بمونه حتی اگه جلو رفتن خطر داشته باشه چون حرکت و جلو رفتن با گزندهاش بهتر از درجا زدن و گنداب شدنه منظورم اینه باید تصمیم بگیره خطرهای راه زندگی رو بپذیره مهم نیست که شکست بخوره بلکه مهم اینه جلو بره. نظرم این نیست که به هر قیمتی آدم جلو بره و دقیقا برعکس منظورم از ترس شکست سر جاش نمونه.

پی نوشت: نظر شما در این مورد چیه دوست دارم نظرتون رو بدونم.

/ 4 نظر / 10 بازدید
روزبه

دیشب یه فیلم مستند درباره بروس لی از شبکه مستند دیدم میگفت : مثل آب جاری و روان باش و انعطاف پذیر

روزبه

یه شرکت تاسیس کردم صبحها که میدونید اداره ام بعد از ظهرها هم درگیر کارهای شرکتم و دنبال توسعه و افتتاح شعبه توی چند شهر دیگه ام که خیلی درگیرم کرده ولی هر وقت فرصتی باشه حتما سر میزنم و میخونم و لذت میبرم

مرتضی

ولی یادمون نره که همیشه برای حرکت باید انگیزه ای هم وجود داشته باشه. وقتی انگیزه در درونمون بمیره،دیگه حرکتی اتفاق نمی افته.[گل]

بستنی

نظر من این متنه که چند وقت پیش بهش برخوردم و تو گوشیم ثبتش کردم: وقتی که راه نمی روی،‌نمی دوی! زمین هم نمی خوری! و این "زمین نخوردن"‌محصول سکون است نه مهارت! قتی که تصمیمی نمی گیری، کاری نمی کنی؛ اشتباه هم نمی کنی و این "اشتباه نکردن" محصول انفعال است نه انتخاب! خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر روی خود ببندی و فقط پرهیز کنی!‌خوب بودن در انتخاب های ماست که معنا پیدا م یکند.