آخرین وام

امروز رفتم بانک آخرین قسط یک از وامهام  رو  پرداخت کردم قبل من یه زن و شوهر جوون اومده بودن دفترچه وام  ازدواجشون را بگیرن و اولین روز دریافت وامشون بود. جالب بود وام من تموم شده بود وام اونها شروع شد. مثل اینکه یه باری از رو دوشهام برداشته شد. راستی خیلی زود گذشت مثل اینکه همین دیروز بود وام گرفتم.

پی نوشت: به استاد زنگ زدم گفت ده روز دیگه تماس بگیرم هنوز فرصت نکرده پروپوزال رو مطالعه کنه. 

داشته نوشت6: اونقدر درامد دارم که بتونم بعضی خرجهای که دلم می خواد رو بکنم و حتی به پشتوانه آن وام بگیرم.

/ 5 نظر / 6 بازدید
ارزو

سلام خیلی با خوندن این پیام خوشحال شدم انگار که از زو دوش منم باری برداشته شده باشه در اون حد. [گاوچران]

ارزو

زیر سایه شماییم.از دانشگاه انصراف دادم الان دارم کلاس زبان میرم. شما چه خبر چقدر دلم واسه وبلاگ قشنگتون تنگ شده بود

یاسمن

ایشالا که همیشه داشته باشی و همیشه بتونی خرج کنی . حتی وام بدی به دیگران... آمین

احمدخانی

سلام آخرین قسط انشالله دوباره وام بگیری دوتایی

مرتضی

واقعا هم همینطوره یکی می آید و یکی مر رود اصلا اگه به تمام جریانات اطراف زندگیمون دفقت کنیم متوجه می شویم که یکجور جریان براساس شروع و پایان داره اتفاق می افته.برای یکی چیزی تمام شده در حالی که برای کسی دیگر اآن چیز تازه داره شروع میشه.[لبخند][گل]