اول نوشت: چهارشنبه اولین کلاسم اغاز می شود برای همین من امشب راهی می شوم. 

دوم نوشت: دیشب با خبر شدم دوست عزیزم لاله (دخترک پاییز) ارشد قبول شده. براش ارزوی موفقیت روز افزون دارم.

سوم نوشت: امروز شانس آوردم از جلو شیرینی فروشی می گذشتم که از بالای ساختمان سه طبقه شیرینی فروشی یک تکه سنگ مرمر صورتی با طول نیم متر به پایین سقوط کرد و با فاصله کمی از من زمین خورد.  خدا به جوانیم رحم کرد. خدا می دانست من هنوز ارزو دارم.

چهارم نوشت: تا نیستم چراغ این خانه را روشن نگه دارید تا برگردم و تصمیم اساسی درباره اش بگیرم.