اول نوشت: همه پست دیروز رو خوندن به یه چیز اصلا دقت نکردن من برای اسم پستم  نوشتم sinX/n می دونید چرا؟ 

دوم نوشت: الان حس خوشایندی ندارم حس می کنم خسته ام. دوست دارم کسی بگوید "خسته نباشید درست می شود" و وقتی فردا رفتم مثل حرفش درست شده باشد.

سوم نوشت: عمو قندک یه مصرع شعر رو گذاشت گفت ادامه اش بدید من هم همون جا یه شعر سر هم کردم اشکال زیاد داره ولی گفتم این جا بزارم برای یادگاری.

چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها
او نشسته در میان صندلی خالی این کافه ها
چای در پهلوی قند این لبان با نمک
گفته بودم خسته ام از زندگی اقا کمک 
دست تو امد به داد خستگیهای دلم
قصد دارم قصه ام را من نویسم بی قلم
بی دل و گشنیز و بی بی و سوار
ایستادم تا بگویم عاشقم ای نوبهار
روزها رفتند تلخی مانده در کامم هنوز
من همان آهوی دشتم مانده در دامم هنوز.