حال رسید وقتش که خودم جواب بدم. بزارید فلش بک بزنم و برگردم عقب. هفت هشت سالمه و عروسی پسر همسایهمون با خواهرزاده اون یکی همسایه ماست. ما هم دعوتیم علت اصلی این دعوت تلفن ماست چون خیلی از مراحل عروسی با کمک تلفن خونه ما جور شده و خیلی از اختلافات دو خانواده با کمک این تکنولوژی اون زمان برطرف شده بود. عروسی تو خونه همسایهمون برگزار میشد که یه عروسی مختلط بود. 

یکی از ویژگیهای شاخص عروسیهای رشت مختلط بودنشه. شاید سئوالات دوستانم در زمان دانشجویی این شائبه رو در من ایجاد کرده بود که عروسی در رشت خیلی متفاوت برگزار میشه. اما بعدها فهمیدم نه اینجوریها هم نیست بقیه شهرها هم خیلی متفاوت تر از ما مجلس عروسی نمی گیرند وقتی عکسهای عروسی دوستانم در شهرهای دیگر رو دیدم و مثل اینکه برق سه فاز از من رد کرده بودن چون من توقع داشتم عروسهای با حجابتری باشند. برایم این سئوال پیش امد اینها با چنین پوششی چطور تو شهرشون عروسی گرفتن.سوال

از اینها بگذریم برای ماهایی که پوشیده لباس می پوشیم دعوت به عروسی در رشت کمی سخته اما حسنش در این است که عروسیهای رشت مثل حمام زنانه و  قهوه خانه مردانه جدا نیست یک مجلس شادیست که خانوادگی برگزار می شود. 

یک نکته ای یادم رفت که بگویم در هر جامعه هر نوع ادمی زندگی می کند یکی اهل بزم و عیش است یکی اهل ذکر. یکی اهل شراب خمراست یکی هم اهل روزه. پس نمی شود گفت که در فلان منطقه عروسی به چه شرح است هر کس فراخور طبع خود و خانواده اش عروسی می گیرد. 

پی نوشت1: اون شب برنامه شهر بازی بهم خورد و فقط رسیدیم شام بخوریم.