امروز روز داروساز بود این روز رو به همه داروسازها تبریک میگم.

 

چند روز نبودم رفته بودم سفر. سفرم به شهری بود که در کودکی ارزوی سفر به ان را داشتم. آن زمان فکر می کردم مجید قصه های مجید چقدر ناشکر است که در اصفهان زندگی می کند و آرزوی رفتن به شیراز را دارد. حال به خودم می خندم چه فکر بچگانه ای داشتم.

باز هم رفته بودم اصفهان سفرم کوتاه بود. دیگر اصفهان برایم شهری آشناست دیگر مثل مسافرهای مجبور نیستم دربست ماشین بگیرم تا جاهای دیدنی را تندتند ببینم دیگر مثل دفعات قبل چشمم حریصانه دنبال اثار تاریخی یا جاذبه های گردشگری آن نیست این بار مثل مردم اصفهان میروم خیابان نظر چرخ می زنم تا مثل همیشه وقت زیادی را در میدان امام صرف کنم. این دو روز که اصفهان بودم کلی مطلب دارم برایتان بگویم, مثلا بگویم  از زیر پل سی و سه پل گذشتم یعنی ارزو دیرینم عملی شد اما دلم سوخت که این ارزو دیرینم با خشک بودن زاینده رود عجین بود متاسفانه این رود یک جرعه اب هم نداشت حتی به اندازه یه پیاله .

پی نوشت1: راستی من نبودم چند نفر فهمیدید که من نبودم.

پی نوشت2: دو شهریور هم رفت.