من کشته مرده کارمندا با اطلاعات عمومی عالیم. امروز رفته ام اداره ای به عنوان وکیل با یک وکالت نامه معتبر. کارمند روبرویم وکالت نامه را پانچ کرده درون پرونده گذاشته. به او می گویم خانوم محترم این وکالت نامه را پس بده من به تو کپی بدهم می گوید نمی شود باید ضمیمه پرونده باشد. می گویم مطابق با اصل را بگذارید در پرونده. بغل دستیش می گوید شما وکیل واقعی هستید می گویم نه خانوم من وکالتنامه تنظیم شده در دفترخانه را دارم. می گوید بروید شما که وکیل نیستد برای گرفتن جواب موکلتان بیایید این وکالتنامه هم در پرونده ضمیمه می شود. می گوییم این را تنظیم کرده ام که من بیاییم نه موکلم. بعد از کلی چانه زدن قبول می کند من کپی از وکالتنامه بگیرم و برای خودم داشته باشم و اصل را او بردارد. وکالتنامه را برای کپی کردن گرفتم سری پیش رییس رفتم یک پرسش ساده جواب مورد نظرم را حاصل کرد. 

خدا به خیر کند جامعه مان را با این کارمندان از همه جا بی اطلاع.

پی نوشت: آخرین بار که به عشق و شور زندگی نهفته در وجود خود اجازه دادید تا بیرون آید و کمی بازیگوشی کند کی بود؟ آخرین باری که از بازی با بچه هایتان به همان اندازه ی آنها لذت بردید ، کی بود؟ آخرین باری که از زنده بودن خود به هیجان آمدید کی بود؟ نگران نباشید دیگران درباره شما چه فکر می کنند. به این فکر نکنید که آن چه را دوست دارید انجام بدهید چقدر عملی ، مفید ، یا موثر است. مضحک باشید ، عاشق باشید ، با شور و حال زندگی کنید . خودتان باشید.