دو سال پیش که مشهد رفتم سفرنامه ام  در وبلاگ نگاه های مختلفی بود  که در این سفر به دست اورده بودم. اما این بار روایت می کنم سفر را:

روایت اول: پرواز ما چهارشنبه بود ساعت شیش. علی ما را به فرودگاه رساند کمی منتظر ماند و وقتی وارد سالن ترانزیت شدیم از علی خدا حافظی کردیم و رفت. خوشبختانه هواپیما نسبتاً خوبی بود کمی پیشرفته تر از فوکرها همیشگی. در جای جای هواپیما تلویزیونی بود که گه گاه مثل موقع نشستن یا برخاستن فیلم بیرون را نمایش می داد. بجز این بیشتر مواقع پرواز پرندگان مختلف را پخش می کرد و همچنین به جای اینکه مهماندارها کمربندها یا جلیقه نجات و دربهای خروجی را نشان دهند یک فیلم اموزشی پخش می کرد. حسن دیگرش این بود که غذایش گرم بود. از هواپیما رفت راضی بودم برعکس برگشت که 45 دقیقه دیر کرد. حتی آبش گرم بود و غذاییش سرد.

یک مرغ مینا با قفسش همسفرمان بود این پرنده در بند با پرنده آهنین در اسمان پرواز کرد و از پروازش لذت نبرد.

روایت دوم: برای اسکان بجز آخرین روز از مهمانسرای اداره مرضیه استفاده کردیم مرضیه آدرس را نیاورده بود از همکارش ادرس را پرسید که مهمانسرا کجاست گفت فلان خیابان بین دوتا ماشین فروشی. جالب این بود که از اول تا ته این خیابان ماشین فروشی بود خوبی مرضیه در این بود که با همکار دیگری هم تماس گرفت و ادرس را کامل از او پرسید وگرنه سر گردان بودیم بدجوری.

روایت سوم: من باز با این خادمها دچار مشکل شدم روز اول عینک دودی زده بودم وسط صحن مسجد گوهر شاد ایستاده بودم که خانوم خادمی نزدیک شد گفت خانوم مواظب باش حجابت رو حفظ کنی! من گفتم الان حفظ شده؟ گفت اره. گفتم پس چی؟ جوابی نداد. روز اخر که عینک نداشتم از این گیرها خبری نبود. مشکل عینک بود نه حجاب.

روایت چهارم: روز پنجشنبه در مرکز خرید الماس شرق بودم با استفاده از وایرلس مجتمع کامنتدونی رو چک کردم که کامنت لیلا رو درباره تکمیل ظرفیت دکترا دیدم. به سایت سنجش که رفتم فایل رو نتونستم بگیرم . مریم فایل رو گرفت. دانشگاه اردبیل 6 نفر جبر می خواست و اجازه ویرایش تا شنبه نوشته بود. دیدم با گوشی نمیشه. تو مجتمع دنبال کافی نت گشتم پیدا کردم طبقه آخر تو شهر بازی سرزمین عجایب. ولی زورم اومد استفاده کنم ورودی شهر بازی 1200 تومن و یک ساعت هم استفاده 1400. یعنی چه 5 دقیقه چه یه ساعت میشه 2600. زورم اومد حسابی. گفتم روز اخر یعنی شنبه میرم هتل اونجا حتما کافی نت داره. جمعه هر جا که می رفتم دنبال کافی نت چشمم می گشت. پیدا نکردم . آخرش شنبه تو هتل اولین کارم  رفتن به کافی نت بود. وقتی رفتم برای ویرایش دیدم بجز شماره پرونده شماره کد انتخاب رشته هم می خواد این رو نداشتم. دیگه کوتاه اومدم. گفتم حتما مصلحت نبوده. اما که رسیدم خونه اولین کاری که کردم رفتن به سایت سنجش بود با اینکه وقت گذشته بود تونستم ویرایش کنم لحظه آخر متوجه شدم هیچی به ظرفیت اضافه نشده فقط دانشگاه اردبیل  گرایشها رواز هم جدا کرده. کد قبلی که از دانشگاه اردبیل زده بودم الان انالیز شده دیگه حال ویرایش نداشتم که آنالیز رو حذف کنم همونطوری فرستادم. اون همه دل نگرانی چیز مهمی نبودم و اصلا اتفاق خاصی نیفتاده بود.

روایت پنجم: از روز اول تا روز اخر که داشتیم می اومدیم به جمعیت زائر اضافه میشد. فکر کنم امروز دیگه خیلی شلوغ باشه.

روایت شیشم: ....

حوصله نوشتن ندارم وگرنه روایتها خیلی بیشتر از این حرفها بود میشود از لحظه لحظه سفر گفت اما می گذارم برای بعد.