سومین بیکار خانواده هم این پنج شنبه مراسم عقدکنانشه. دو تا مراسم قبلی به دلیل موجه نرفتیم ولی این یکی رو باید بریم. سومین نفر که تو فامیل در سال 91 ازدواج کرد پسرعموی منه. پسر عمو در حال حاضر کار نداره و تنها یه فرم درخواست کار در قزوین پر کرده و امیدواره که در امتحان کارشناسی ارشد صنایع قبول بشه. زن عمو از عمو انتظار داره اگه کار پسر عمو درست بشه براش یه خونه تو قزوین بخره.

خب من ادم سخت گیری نیستم ولی میگم تا وقتی مشکل مالی وجود داره ازدواج نکنند اول این مشکل رو حل کنند بعد برند سر خونه زندگی خودشون چه عجله ای اینجوری هر دو تا شون خسته میشن و میشه اونی که نباید بشه . قبول دارم عروسی خوشیه و خانواده دو طرف کمک می کنند کم یا زیاد برگزار میشه ولی به بعدش هم فکر کنند کی پول نون خونه شون رو پرداخت می کنه کی پول اب و برق و تلفن رو پرداخت می کنه فقط به همین فکر کنند لازم نیست به بقیه فکر کنند وقتی نمی تونند این هزینه ها رو پرداخت کنند بهتر نیست دست نگه دارند هیچ کدوم که فرار نمی کنند اگه کسی بخواد بزاره بره همینطوری هم میره. واقعیت اینه که باید مستقل بشن اولین حرف در استقلال رو استقلال مالی میزنه وقتی استقلال ندارید به نظرم دست نگه دارید. می دونم کار نریخته اما کوشش کنید خدا کمک می کنه فقط به هم این اطمینان رو بدید که بعد از پیدا کردن کار میرید سر خونه زندگی خودتون بدون دغدغه معیشت. 

خب حرف پسر عمو شد بد نیست یه مقداری از زن عموم و دیدگاه جالبش که قابل احترامه حرف بزنم. تو پزانتز بگم که زن عمو زن دوم عموی منه و از عموی من بچه نداره در عوض عموی من یه زن دیگه و سه تا بچه داره که دختر بزرگش که هم سن منه ازدواج کرده و دو تا دیگه با عموی من زندگی می کنند بد نیست بگم تنها دلیل ازدواج مجدد عمو بیماری زن عموم بود که به نظرم دلیل موجه ای نیست. و الان زن عموی اولم با اونها زندگی نمی کنه. بعد از این توضیحات حرفهای جالب زن عموم بسیار ستودنیه. چند تا از نقل قولهاش:

1- عمو هنوز ماشین نخریده بود زن عمو می گفت عمو ماشین بخره بده دست پسر عموت بچه میره دانشگاه میاد سختش میشه. بعد از خریدن هم ماشین همیشه دست پسر عمو بود.

2- زن عمو تلفنی به مامان میگه "خب عمو باید برای پسر عمو خونه بخره عروس رو که نمی تونیم بیاریم تو خونه خودمون."

3- زن عمو دیروز تو خونه ما به مرضیه می گه "به عمو بگم برای دختر عموت یه ماشین بخره وقتی میاد طرح رشت و می خواد برگرده سختش نباشه ماشین زیر پاش باشه."

خیلی از زنهای دوم می ترسند که پولی برای بچه های شوهرشون خرج بشه جالب اینه که زن عموم اصلا اینجوری برخورد نمی کنه.