دیروز هر چیزی که بود را کشاندم اوردم و چیز نماندن تمام شد این قصه. امروز کلیدها را می دهم تا به اخرش مهر تایید بزنم. میان این کارها دوستم از کاشان امد و وقت نکردم ببرم بگردانمش چون به جز کارهای خودم باید می رفتم کمک برادرم برای اسبابکشی. روزهای سختی بود که تمام شد.