دو روزه که میرم پارک بانوان. می روم دوچرخه ثابت می زنم روی صندلی می نشینم و وزنه ها را بالا و پایین می کنم روی وسیله ای مثل قایق پارویی می نشینم و پارو می زنم و پاهایم را رو صفحه می گذارم و دو دسته دستگاه را می گیرم و تاب می خورم. به مرضیه قول داده ام تا پاییز ورزش کردن را ادامه بدهیم هر روز می خواهم آهنگ جدید در گوشیم بریزم تا به هوای شنیدنشون بزنم بیرون.

پی نوشت: کتاب دفاعیات عب.دا... ن.وری رو تو کتابفروشی پیدا کردم.تعجب

بی ربط نوشت: توی زمستان خیلی دنبال یه روسری ست بارانیم میگشتم اخرش یکی پیدا کردم. امروز بعد از ورزش اومدم  دیدم روسریم روی مبله. دارم جمعش می کنم مامان به مریم میگه بزار یه مرتبه بهش بگم. میگم چی رو؟ میگه روسریت رو شستم آب رفته نگاه می کنم روسری مربعیم شده مستطیلی.نیشخند

دعا نوشت: برای امتحان من دعا کنید.