سیزده هم بدر شد و سال نو دیگر سال جاری به حساب میاد و به نظرم  این سال هم داره کهنه میشه. دیروز روز بسیار خوبی داشتیم از صبح زدیم بیرون و به طور اتفاقی یه مکان بسیار زیبا پر از گلهای زرد یافتیم. کمی تو طبیعت خوردیم و بازی کردیم و قدم زدیم محمد هم سبزه  رو به اب انداخت راستش من یادم رفت سبزه خودم رو به اب بندازم چون کوزه ام رو که روش سبزه سبز کرده بودم رو فراموش کردم با خودم  بیارم . امروز سبزه رو انداختمش تو سطل زباله. بعد هم نزدیکهای عصر بساط رو جمع کردیم تا بریم یه دستشویی پیدا کنیم که علی همه مساجد و مراکز بین راهی و پمپ بنزینها رو رد کرد و ما رو برد خونه مادر خانومش. رفتیم اونجا شام هم از باقی مانده آذوقه ناهار کنار هم اونجا خوردیم.

این سیزده روز مثل یه چشم بر هم زدنی تموم شد. امیدوارم توشه ما از این سیزده روز کم نباشه.

سعی می کنم زود در ادامه مطلب یا پست بعد عکس بزارم.

بعد نوشت: به قولم وفا کردم و عکسهای سیزده بدر رو در ادامه مطلب آپلود کردم.

 


به قولم عمل کردم:

بعضی از مردم چمن ورزشگاه به جای سبزه سبز کرده بودند نمونه اش رو در عکس می بینید.