یک سین فقط مانده است فروردین من باشی

سین قشنگ آخر این هفت سین با تو×

 

 


آخرین دقایق سال نوده پارسال همین موقع داشتم آماده می شدم برای سفر حج. حالا نگاه می کنم چقدر زود گذشت عقربه ها چرخید و سیصد و شصت و پنج روز به اتمام رسید. در این سالی که گذشت اتفاقات مختلفی افتاد با سفر حج شروع شد و با سفر ابدی پدر بزرگ به پایان رسید.

یک سال دیگر رفت و من نمی دانم چرا آمدن امسال را دوست دارم. دوست دارم سال نوی را شروع کنم چون برای امسال نقشه های فراوانی در سر دارم می خواهم سعی کنم و امیدوارم به آنها برسم.

در سال گذشته در دنیای مجازی دوستان خوبی همراه من بودند خیلی دوست دارم در این آخرین دقایق سال یادی از آنها کنم اما مرا از ذکر نام معذور دارید زیرا می ترسم نام کسی را فراموش کنم و بعد شرمنده شوم تنها یادی از فاطیما می کنم دوست عزیزی که دیگر در دنیای حقیقی نیست.

امیدوارم این سال نو سالی خوب برای همه دوستان باشه و ارزوی بهروزی و پیروزی در امور زندگی رو برای همه دارم.

× شعر از علیرضا بندری