دارد برف می بارد یک ریز و فضای بهاریمان را به یکباره زمستانی کرد. توی فروشگاه در حال خرید هستیم که مردی به صندوقدارهای فروشگاه می گوید کریسمس شما مبارک. حق دارد این هوا شبیه هوای نوروز نیست.

از هوا که بگذرم خانم دکتر از کانادا برگشته. خانم دکتر را نمی شناسید بد نیست این پست را بخوانید.

مریم قرار بود در جلسه انجمن خانم دکتر را ببینید من هم دوست داشتم خانم دکتر را ببینم الان یکسال و نیم است از رفتن خانم دکتر می گذرد. به مریم  گفتم " من هم می خوام بیام خانم دکتر رو ببینم." و این شد که پنجشنبه رفتم انجمن.

از پله های انجمن که بالا میروم خانم دکتر را کنار اتاق کناری سالن می بینیم سلام و علیکی. خانم دکتر برای یک ماه امده و بر می گردد ولی تصمیم دارد بعد از سه سال که پسرش مهراد هم  دانشگاه رفت دیگر برای همیشه برگردد. مهراد دبیرستانیست ازش درباره انجا می پرسم. می گوید: "دبیرستانش که ادم درسی نداره فقط دو درس مهم داره ریاضی و علوم ریاضیش در حد راهنمایست و علومش را عملی انجام می دهیم بقیه درسها انتخابی است من آشپزی را انتخاب کردم که ادم خودش درست می کند و می خورد و زبان اسپانیایی" می گفت: " کتابها رو به مدرسه نمی بریم  و درس خوانها اونجا بیشترشان زرد پوست هستند و جای رقابت برای آدم نمی گذارند زیرا از 100 نمره 120 می گیرند. هر چی سئوال اضافی هست حل می کنند." از دبیرستان راضی بود اما چون خواهرش دانشگاه می رود می گفت" تصمیم گرفتم بیام دانشگاه اینجا درس بخونم اونجا پوست از کله ادم می کنند ادم باید خیلی علاقمند باشه یا خیلی درسخوان وگرنه دانشگاه نمیرود انجا تنها علاقمندها به دبیرستان می روند." 

خانوم دکتر هم از کتابخانه های دانشگاه های انجا تعریف می کرد می گفت سه بخش مختلف دارد جای که اصلا نباید سخن گفت جای که می شود پچ پچ کرد و جای که می شود بحث گروهی کرد حتی بچه ها انجا می دوند.

فکر می کنم اگر کتابخانه های ما اینگونه بود چه عالی میشد به خصوص برای بحث گروهی و حل تمرین دست جمعی.

فرصت زیاد نشد که با خانوم دکتر حرف بزنیم اینقدر روابط عمومی خانوم دکتر خوبه همه خانوم دکتر رو می شناسند که بیش از این فرصت برای حرف زدن پیش نیومد.

پی نوشت: سر نهار کنار خانوم دکتر نشسته ایم روبروی ما چند نفر نشسته اند که خانوم دکترا را می شناسند من و مریم را معرفی می کند و برای معرفی من می گویم ایشون هم دکترای ریاضی می خونن. می خوام بگم نه خانوم دکتر. که در جا خانوم  روبرو ی من می پرسه "کدوم دانشگاه؟" من  میگم  "خانوم دکتر لطف دارند منظورشون دکتر بعد از اینها بوده."