کم کم دارد عید می آید منِ، خاطره باز هم به یاد عید های کودکیم می افتم. دوران کودکی ما قبل از عید امتحان ثلث دوم می دادیم. بعد از امتحانات رخت نو را می پوشیدم و راهی پرشکوه می شدیم. در کودکی آرزوی ما تحویل سال نو در خانه خودمان بود ولی پدر عرق خاصی به پرشکوه داشت و همیشه عیدها ما را می برد پرشکوه.

در پرشکوه سفره هفت سین پهن نمی کردند بلکه سفره ای پر از خوراکی پهن می شد آن هم از اول عید تا تقریبا آخر عید. بر سفره شیرینی و میوه و آجیل و شکلات و گز و شیرینی کنجدی و نان برنجی می گذاشتند مامان تعریف می کند ماهی شکمپر هم از مخلفات سفره بود که به مرور زمان حذف شد.

در پرشکوه روز اول عید مراسم طلاتوس برگزار میشده. یادم است یکبار در پستی در باره رسم طلاتوس گفته بودم. برای یاد آوری می گویم که بچه ها روز اول عید قبل از اینکه بزرگترها به عید دیدنی بروند همه پرشکوه را طی می کنند و در هر خانه را می کوبیدند و می گفتند طلاتوس. صاحبخانه هم به آنها تخم مرغ پخته رنگ شده یا پول می داد. اخرین بارها که اول عید پرشکوه بودم متوجه کمرنگ و بیرنگ شدن این رسم قشنگ شدم.

رسم دیگر در پرشکوه که در زمان کودکیم پر رنگ بود عید دیدنی بود. مادرم خاله زیاد دارد و خاله هایش بچه زیاد دارند و مادرم یکی از آن دختر خاله های کوچک است پس باید به عید دیدنی همه خاله ها و دختر خاله های بزرگش می رفت به جز خاله ها فامیلهای دیگری هم بودند که باید به دیدنشان می رفت. واقعیت امر یادم است که چند روز اول عید که پرشکوه بودیم مادرم یک ربع یک ربع خانه هر کس می رفتم باز زمان کم می اورد و روز اخر می شمرد می گفت خانه چند نفر نرفته است.

یادم است در عید دیدنی به جز خویشان به دیدن کسانی که در سال گذشته کسی را از دست داده اند می رفتند و به این کار "سر سلامت بار" می گفتند و کسی که عزا دار بود هم عید نداشت بلکه "پیش عید" داشت.

خب این چیزهای بود که از رسوم عید پرشکوه من به یاد دارم متاسفانه فکر کنم این رسمها کمرنگ شده و دیگه اون حالت قبلی رو نداره. چرا این حرف رو میزنم. برای اینکه تو ختم پدر بزرگ فهمیدم چقدر رسمها عوض شده. مثلا قبلا برای سوم اگه اشتباه نکنم ناهار می دادند و برای هفتم شام. در مراسم سوم هم هر خانواده ای از فامیل و اشنا و همسایه یه سینی غذا تهیه می کرد می فرستاد برای مراسم برای همین صاحب عزا مجبور نبود غذای زیادی تهیه کنه. اما الان تو سوم فقط سینی خرما و حلوا می گردونن. تو هفتم هم به جز خرما و حلوا میوه  توزیع می کنند. از یه نظر نگاه می کنم چقدر خوب شده که حجم فشار کاری به خانواده عزادار کم شده و از تجمل و ریا اون مراسمها کم شده از طرف دیگه می بینم رسمها برچیده شده.