واقعیت امر یکی از چیزهای که در زندگی ماها کم اثر نمیزاره حرف مردمه. متاسفانه این بار در سلامتی مامان خیلی اثر گذاشته.

پزشکها به مامان توصیه کرده بودند که روی زمین نشینه و مامان هم چند سالی روی زمین نمیشینه. اما تو مراسم سوم پدر بزرگ فقط به خاطر حرف مردم تو مسجد رو زمین نشست و از اون روز پا درد مامان عود کرد. متاسفانه الان پای چپ  مامان به شدت ورم داره.

ما هم این چند روز دنبال نوبت دکتر بودیم تا اینکه دیروز با واسطه تونستیم نوبت بگیریم. دیروز دکتر بعد از ویزیت گفت کیست زانو مامان پاره شد و دیگه با دارو خوراکی جواب نمیده و باید تزریقی دریافت کنه.

پی نوشت1: هفته پیش یکی از آشنایان اومده بود خونه ما. مامان به سختی از رو مبل بلند شد. اون آشنا وقتی این صحنه رو دید رو به مامان: "تو پات درد می کرد واسه این تو هفتم رو صندلی نشستی." می خواستم بگم "پ ن پ می خواسته کلاس بزاره بگه با بقیه فرق می کنه."

پی نوشت2: برای سلامتی مامان دعا کنید.

پی نوشت3: آخر هفته میرم اصفهان.