چند تا نکته از یه وام:

نکته اول: یه وام گرفتم در قسط اولش نزول یکساله پول رو یکجا می گیرن.گریه

نکته دوم: پول رو به حسابم واریز کردن دفترچه قسط رو به من ندادن. فردا میرم میگم دفترچه قسطم رو چرا ندادید کارمند بانک میگه چه عجله ای دارید برای پرداخت.نیشخند

نکته سوم: یه اجاره نامه صوری ترتیب دادم کارمند بانک میگه صوریه؟ میگم اره. میگه این خونه وجود داره؟ میگم اره. خنده

نکته چهارم: واسه همون اجاره نامه زنگ میزن از بانک میگن صوری باشه ولی مالکش هم فامیلیتون نباشه. میگم کسی ندارم اگه دارم هم فامیلی منه. میگه یه کاریش کنید. من هم کلک میزنم و تو اجاره نامه فقط پسوند فامیلی مالک رو می نویسم و فامیلی خودم رو بدون پسوند.خجالت

نکته پنجم: کارمند بانک میگه: پولتون واریز شده اما اخر ساله برداشت نکنید تو قرعه کشی شرکت کنید. اگه می خواستم برداشت نکنم که وام نمی گرفتم.لبخند

نکته شیشم: خواهرم ضامن من شده بود کارمند بانک قاطی کرده بود می گفت کدومتون ضامن اون یکی می خواین بشید.قهقهه 

همه نوشته های بالا را نوشته بودم و قرار بود امروز منتشر کنم که اتفاقات زیر رخ داد:

امروز کلاس باز تشکیل نشد پیش خودم حساب کردم چند تا کار بانکی دارم بهتر است انجامشون بدهم. یکی ازکارهایم پیگیری مشکل عابر بانک بود که حقوقم بهش واریز نشده بود. قبل از اینکه علت رو جویا بشم از عابر بانکم پرینت گرفتم شماره اش با شماره ای که دانشگاه پول بهش واریز کرده بود مقایسه کردم زمین تا اسمون فرق می کرد. اگه یادتون باشه تو پست روز منقضی گفتم کارت عابر بانکم منقضی شده و اقدام برای صدور مجددش کردم. با صدور این کارت برای من یه کارت جدید صادر شده با یه شماره حساب جدید که ربطی به اون قبلیه نداره جالبه که آدرس محل افتتاح حساب تهران میدان جهاده که من هرگز اونجا حساب نداشتم. جالب تر اینه که افتتاح حساب متعلق به خرداد ماه امساله یعنی پنج ماه قبل تر از اقدام من.

راستش کارمند بانک لحنش خیلی خوب نبود بهش می گم یادتون هست که کارتم رو شما تعویض کردید میگه چی اومدید برای گارانتیش رو بگیری. موندم تو کارش می خوام بگم اقای محترم من با شما که شوخی ندارم. میگم ولش کنم خوش باشه که با مزه است. اخرش کارمند بانک نفهمید و کار به شنبه افتاد تا ببینم چی میشه.

خب قبل از اینکه برم این بانک رفتم از عابر بانک استفاده کنم تا پول همون وامم رو به حساب دیگه ای منتقل کنم. چون حسابم یه کم عجیب غریب بود و نتونستم منتقل کنم و برای مشکلم مجبور شدم برم تو بانک همین کار باعث شد یادم بره که کارتم رو برداشتم یا نه.

بعدش رفتم بانک مرضیه که قسطش رو واریز کنم دیدم عابر بانکم نیست ای داد بیداد یعنی کارتم رو جا گذاشتم تو عابر بانک. چون پول برای وایز هم نداشتم به سرعت یه آژانس گرفتم برم بانکب که فکر می کردم کارتم رو جا گذاشتم دل تو دلم نیست. تا آژانس بیاد زنگ زدم بانک خودم تا عابر بانکم رو مسدود کنم که دیدمم حضور فیزیکیم لازمه. با آژانس رفتم بانکی که ازعابر بانکش استفاده کرده بودم  آژانس رو نگه داشتم و رفتم تو بانک به کارمند بانک گفتم: "کارتم رو جا گذاشتم توی عابر بانک." اون هم عابر بانک رو باز کرد. کارتی نبود. دوباره سوار آژانس شدم گفتم برم بانک خودم تا کارت رو باطل کنم جالب اینکه نمی دونم یه حسی به من گفتم شاید تو کیفم باشه اولش تو کیف موبایلم که بعیده نگاه کردم بعد تو کیف عابر بانکهام نگاه کردم این بار که نگاه کردم بود تو جیب جلدش باورم نمی شد. همونجا پیاده شدم. اتفاقات امروز پست دیروز کامل کرد.

 

 

پی نوشت: پدر بزرگ هیچ وقت حساب سپرده باز نمی کرد می گفت من هیچ وقت پول نزول نمی گیرم. فقط حساب بانکیش قرض الحسنه بود.