راستش تصمیم گرفتم عکسها را بگذارم رفتم سراغ دوربین اما یک چیزی کم بود ان هم سیم رابط حالا هر چقدر فکر می کنم یادم نمی اید کجا گذاشته ام. برای همین تا اطلاع ثانوی از گذاشتن عکسها معذورم. مثل اینکه صلاح اینه که الان این عکسها رو نگذارم.

پی نوشت: یاد این جک افتادم:

"یه نفر می میره و میره به اون دنیا . چون گناهکار بوده می خواهند اون رو ببرن جهنم ولی به خاطر اینکه بار گناهاش سبک بوده بهش حق انتخاب می دن تا بین جهنم ایرانی و جهنم خارجی یکی رو انتخاب کنه !


طرف می پرسه : فرق این دوتا با هم چیه ؟


می گویند : فرقشون در اینه که در جهنم ایرانی هر روز قیر داغ را با قیف در حلقوم گناهکاران می ریزند ولی در جهنم خارجی ها هفته ای دو بار این عمل را اجرا می کنند !


طرف یه کم فکر می کنه و بعد می گه : جهنم خارجی بهتره ، چون هم عذابش کمتره و هم جاذبه توریستش بیشتره !


خلاصه طرف را با انتخاب خودش به جهنم خارجی ها می برن و همون روز اول قیر را با قیف میکنن تو حلقش . با این کار نعره طرف تا آسمون هفتم می ره و پیش خودش فکر می کنه تو جهنم ایرانی ها دیگه باید چه خبر باشه !!!!


شخص مذکور (همون طرف) ، یه روز گذرش به جهنم ایرانی ها می خوره و می بینه همه اونجا شاد و شنگولند و دارن می زنن و می خونن. از یکی می پرسه : این جا که عذابش بیشتره ، پس چرا همه شنگولند ؟


اون یکی طرف ، بشکن زنان ، جواب می ده : خودت رو منتقل کن این جا خیلی خوش می گذره .


_ آخه با این عذاب چه جوری خوش می گذره ؟


_ این جا یه روز قیر هست ،‏قیف نیست . یه روز قیف هست ، قیر نیست . یه روز هر دوتاش هست ، مسئولش نیست . تازه یه روز همه هستند می خوره به تعطیلی ‍‍؛ خلاصه که هر شش ماه یه بار هم نوبت ما نمی شه !!!"

ماجرا اینه که اینجا ایرانه همه چیز جور باشه یه چیزی باز هم کم هست.