1) پشت چراغ قرمز ایستاده ایم سمندی کنارمون می ایستد اشاره ای میکند. شیشه ماشین را که پایین می اوریم. می فهمیم آدرس رفتن به تهران را می خواهد بداند. اول می گوییم به سمت چپ بپیچد بعد می گوییم اصلا پشت سر ما حرکت کند. مرد سرش را تکان می دهد و کمی می رود جلوتر فکر می کنیم متوجه نشده کمی جلوتر می رویم می گوییم پشت سرمان حرکت کند باز هم سری تکان می دهد وقتی حرکت می کنیم راه خودش را می گیرد و می رود فکر می کنم ترسید بدزدیمش.

2) دانشجویی در طول ترم مشتاقتر از بقیه درس را پی می گرفت و برای پروژه اش چند بار امدسئوال پرسید و تا می توانستم کمکش کردم جلسه آخر گفت استاد اگه برای پروژه مشکل داشتم چی کار کنم گفتم "من دیگه تا امتحان این طرفها پیدام نمیشه اگه مشکل داشتی برام ایمیل بزن" تاکید کردم برای مشکل درسی نه نمره. قبل از روز تحویل پروژه چند بار ایمیل زد و چند سئوال پرسید. چند روز قبل برگه ها را تصحیح کرده بودم ولی نمره ها را نداده بودم ایمیلی ازش دریافت کردم که نوشته بود.

"سلام استاد.. وقتتون بخیر .. استاد می دونم تو ورقه خوب نبودم.. به خدا خیلی کار کرده بودم ولی موقع امتحان نتونستم بنویسم. اصلا اون سئوال ماتریس رو می دونستم ولی حواسم پرت شده بود اون هم ننوشتم. همش قاطی می کردم.. نمی دونم برگه ام رو دیدید یا نه اکثر تشریحی ها رو نوشتم... به خاطر معدل کلم نگرانم.. اگه بتونین یه کوچولو کمک کنید نمره ام پایین نباشه ممنون میشم.... تا الان 2 ,3 تا نمره اومده همشون 17 و 18 و 19 بوده. اگه کمک نمره ای نمی کنید باز هم خیلی چیزها ازتون یاد گرفتیم. همین هم کافیه./ .. راستی استاد,, من شغلم (پوشاک بانوانه) مانتو و اورکت و شلوار جین و ... اکثر استادها واسه خرید میان مغازه مون. باعث افتخاره, اگه شما هم تشریف بیارین و دیدن کنید از کارامون. آدرس:...."

خب من نمره ام رو داده بودم و می دونستم نمره بدی نشده بعد همیشه سعی می کنم نسبت به چنین رفتارهای نه حالت انفعالی بگبرم نه حالت تهاجمی نا دیده گرفتن رو بهترین روش می دونم برای همین هیچ عکس العملی به خرج ندادم. بعد از اینکه نمره ها رو دادم می دونید چه ایمیلی دریافت کردم ازش.

" سلام استاد وقت بخیر استاد واقعا ممنون, ترو خدا واسه دیدن هم شده تشریف بیارید فروشگاه تا هفته دیگه جنسهای جدیدمون میرسه."

خب بهتر برم مغازه اش رو پیدا کنم یه مرتبه اشتباهی نرم مغازه اش به خصوص تو خیابونی قرار داره که خودم زیاد اونجا برای خرید میرم.

3) شاید همه ادمهای هم سن و سال من آهنگهای زیادی رو از نوار کاست شنیدند اما من خیلی از اون اهنگها رو وقتی شنیدم که آهنگها mp3 بودند. واقعیت اینه مادر آدم خیلی مذهبی بود هرگز آهنگ گوش نمی کرد رادیو ضبطمون وسیله برای ضیط نوحه و مرثیه بود تنها نوار غیر از این دو یه نوار انگلیسی بود که موقع خرید توی دستگاه بود و یه نوار شعر گاو شیون فومنی. بعدها پدر نوار کاستهای شجریان گرفت و بعد ها سراج. یعنی آهنگهای کودکیم جز سرودهای انقلابی و مداحی و مرثیه و موسیقی سنتی بود. سالها طول کشید تا موسیقی غیر از موسیقی با مجوز فرهنگ ارشاد اسلامی در خانه ما شنیده بشه اون هم زمانی بود که می خواستیم اسپیکرهای کامپیوترمون رو امتحان کنیم  و از اولین اهنگهای اونور مرزی آهنگ سیاوش قمیشی بود که در خونه ما شنیده شد. راستش مامان این آهنگ سیاوش رو دوست داشت:

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی

الان بیش از ده سال از اون روزها می گذره و خیلی از آهنگهای روی کاستهای قدیمی  رو بارها بارها با کیفیت بالا به صورت Mp3 شنیدم. اما خاطره من از کاست یعنی 

" دل پریشانم که از بابم نمی آید صدا
عمه بابایم کجاست
دل پریشانم که از بابم نمی آید صدا
عمه بابایم کجاست
من نمی خواهم جدا گردم ز دشت کربلا
عمه بابایم کجاست
عمه میسوزد دلم بابم چرا نامد ز جنگ"


 پی نوشت: راستش یه سری عکس ازالتماس دعا پای برگه های دانشجویانم گرفتم به نظرتون درسته منتشرشون کنم یا نه؟