دیروز گوشیم زنگ خورد اونور خط رییس امتحانات. "سلام خانم مهندس(کارمندهای دانشگاه همه ماها رو به خانوم مهندس یا آقای مهندس می شناسند) فردا امتحان دارید سئوالات رو برامون اوردید؟" من تاریخ دقیق تحویل سئوالات یادمه میگم در فلان تاریخ سئوالات رو بهتون دادم. میگه میگرده تو گاو صندوق و پیداش می کنه. 

نیم ساعت بعد دوباره آقای رییس امتحانات. "سلام خانوم مهندس زنگ زده بودم بگم تکثیر کردیم خیالتون جمع ...اما نکردیم."

من:" یعنی چی پیدا نشده؟ می خواین سئوالات رو فردا براتون بیارم."

رییس امتحانات:"نه خانوم مهندس پیداش می کنیم."

بعد سریع خداحافظی می کنه. نیم ساعت بعد دوباره تماس میگیره که پیدا کرده و تکثیرش کرده.

واقعا نظم در جامعه معنایی نداره اگه من برای امتحانی که امروز برگزار میشه به جای 19 روز قبل دیروز برگه های سئوالات رو می دادم فکر می کنم کمتر به مشکل برخورد می کردند واقعیت اینه که ما یه روز در جامعه منظم زندگی کنیم دچار تعارض میشیم.( قانون اینه که قبل از شروع امتحانات که  17 دی بود همه سئوالات تحویل بخش امتحانات بشه تا تو قرنطینه قرار بگیره.)

تک جمله: گروهی که عرف جامعه را زیر پا می گذارند دو جایگاه متناقض دارند چون از جامعه جلوتر بوده اند قابل احترامند و چون قوانین نانوشته جامعه را شکسته اند مطرود.