دوتا پسر بچه کلاس پنجمی بیشتر نیستند. یکیشون از روی کنجکاوی(شما بخونید فضولی) گفت: "خانوم گوشی شما چیه؟" قبل از اینکه من جوابی بدم و دماغش رو بسوزنم و بگم به تو چه؟ اون یکی در جواب مارک و مدل گوشی من رو گفت. من مونده بودم از کجا فهمیده دیگه یادم رفت جواب این یکی رو هم بدم.


پی نوشت1: برای مریم دعا کنید.

پی نوشت2: اصلا فکر نمی کردم پست قبلی همه رو یاد مادربزرگها و پدر بزرگهاشون بیاندازه.

تک جمله: زندگی قطاریه که از مسیر کوهستانی رد میشه سر هر پیچی می ترسیم اما مطمئن باشید  آخرش به مقصد میرسیم.