تصویر اول: سالن درمانگاه پر از بیمار است تمام صندلیها پر است  و جابجا آدمها ایستاده اند و سرگردان. دختری پا شکسته را می شود دید که کنار دیوار تکیه داده است و صندلی خالی برای نشستن ندارد. ابتدا و انتهای سالن دو تخت بیمارستانی  قرار دارد که کاربرد میز را دارند و پشت هر یک از آنها یک منشی نشسته است و منشی های که فیشهای صادره از پذیرش را دریافت می کنند و به ترتیبی که معلوم نیست افراد را صدا می زنند. اینجا رسم است همزمان چهار مریض وارد اتاق پزشک می شوند. قیمت ویزیت یک دکتر 1600 تومان.

تصویر دوم: سالن انتظار مطب پر از بیمار است تمام صندلیها پر است و جابجا آدمها  ایستاده اند و سرگردان. بیشتر مریضها زن هستند و میانگین سنی آنها بالای پنجاه سال است. دو منشی پشت پیشخوان بلند انتظار نشسته اند. اینجا هم منشی ها به هر ترتیبی که به نظرشان درست است اسامی را می خوانند و از دو در مختلف مریضها را وارد اتاق پزشک می کنند اینجا هم رسم است دو مریض همزمان معاینه می شود فرقش با آنجا این است در دو اتاق مختلف. قیمت ویزیت یک دکتر 15000 تومان با بیمه.

نتیجه منطقی: تعداد مریضها به دکترها خیلی زیاد است.

نتیجه اخلاقی: خدمات بهداشتی در ایران حداقلی است.


پی نوشت1: امروز رفتم نمایشگاه کتاب نگاهم خیلی کاسب کارانه بود دیگه اون نگاه همیشگی رو به کتاب نداشتم.

پی نوشت2: تصمیم گرفتم هر موقع یادم هست لبخند بزنم و غر نزنم. 


تک جمله: شاد زیستن ربطی به دارایی افراد یا تحصیلاتشان ندارد.