بعضی از آدمها اصلا حرف نمی زنند گاهی چون حرف نمی زنند زبان سرخشان سر سبزشان را به باد نمی دهد اما گاهی هم چون از دردش نمی نالند، مشکلاتشان درمان نمی شود.

بعضی ادمها زیادی حرف می زنند آنقدر که زبانشان سرشان را بر باد می دهد.

بعضی آدمها حرف می زنند اما آن چه می خواهند نیست.

بعضی ادمها وقت حرف بجا را با بی جا پر می کنند کلا فرصت سوزند.

بعضی آدمها تمام حرفهایشان را بریزی روی هم یک جمله از آن نمی شود در آورد که به درد آدم بخورد.

بعضی آدمها....

پی نوشت: تازگی می خواهم از خودم انتقاد کنم می شود این. من هر از گاهی با حرف زدنم مشکل پیدا می کنم منظورم این است به جای بعضی آدمها اسم من را بگذارید.