استاد ادبیاتی ترم اول داشتم که الان از او خبری ندارم. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.

من طرز تدریسش را دوست داشتم و با ذائقه شعر دوستم کلاسش جور در می آمد اما هنوز کلامی از او در ذهنم سنگینی می کند او ابراز می کرد که دانشجو باید در محیط ایزوله ای باشد تا بتواند تنها هدفش را تمام و کمال به انجام  برساند. آن  تنها هدف هم درس خواندن از نظر استاد بود.

همان روز بحثی در گرفت بین من و استاد که هنوز به خاطر دارم. راستش هنوز هم فکر می کنم دانش به قول پدر بزرگم همین فیزیک و شیمی نیست ( پدر بزرگ دانش را در شرعیات می دانست بگذریم) بلکه دانش فرا تر است از آن چیزی که در کلاسها درس می گوییم.

هنوز هم به نظرم دانشجو به دانشگاه نمی اید که فقط درس بخواند و یک بعدی پرورش یابد او می آید در کنار علوم اکادمیک دانش زندگی در اجتماع را بیاموزد آن هم در محیط ایزوله ای به نام دانشگاه.دیدگاه من این است که در دانشگاه دانشجویی که علم زیستن را نیاموزد اشتباهی فارغ التحصیل شده است.

راستش من دوست دارم دانشجویانم در کلاس من بجز ریاضی یا کامپیوتر درسهای دیگری نیز بیاموزند و این آرزوی من است.

حالا می دانید من چرا این همه صغرا و کبری چیده ام و یادی از حرف استادم کرده ام فقط به این دلیل که امروز چهارشنبه روز دانشجوست و من می خواستم یک تبریک خشک و خالی بگویم. دیگر به انتهای این پست می رسم و من هنوز این تبریک را نگفتم. برای دیدن تبریک من به خط زیر مراجعه کنید.

این روز را به همه دانشجویان که از دوران دانشجویی برای آموختن زندگی استفاده می کنند و آنقدر فهیم هستند که در مقابل هیچ زور گویی سر تعظیم فرود نمی اورند تبریک می گویم امیدوارم همیشه دانش در خدمت شما باشد نه شما در خدمت آن.