پریروز عمه ام از حج برگشته و دیشب خلق رو دعوت کرده بود برای ولیمه. مامان رفته بود تا شام نمونده بود و زودتر برگشته بود تا به شب بر نخوره.

دیروز یه بنده خدایی  زنگ زده بود چک کنه مامانم میره یا نه دیده بود مامان رفته. امروز زنگ زده از هر چیز که اونجا اتفاق افتاده تعریف کرده و ایراد گرفته از گوشت قیمه که چرا از گوسفند قربونی بوده تا اینکه چرا مراسم تو تالار نبوده و اینکه غذاش قابل خورد نبوده و ... و ....و.... دلم واسه عمه ام سوخت. بااینکه دل خوشی ازش ندارم اما اینکه شام بده و غیبتش رو بکنند رو نپسندیم از طرف دیگه که نگاه می کنم شاید از رفتار خودش سرچشمه می گیره زیرا کارهاش کودرتهای رو ایجاد کرده که هر کاری بکنه خوب دیده نمیشه فقط کم و کاستیهای کارش رو همه متوجه میشن.

پی نوشت: تبلیغ یه نمایندگی بیمه به دستم رسیده آخرین جمله اش اینه:

"بجز بیمه نامه ثالث سایر بیمه نامه ها را میتوان بصورت قصدی صادر کرد."

نتیجه اخلاقی: بهتر است چنین مجلسی برگزار نشود چه اسمش ولیمه باشد یا عروسی یا ختم.