گاهی چیزی نه رویش نشسته نمی شود به هیچ زبانی اره اش بکنی. حالا برای چی این حرف را می زنم چون دوشنبه که رفتم کلاس فهمیدم جمعه کوه گذاشتند. به جز مرضیه که اوکی داد از مژده خانوم همکار مرضیه تا مریم خودمان و خانوم فیاضی و همه بر و بچ  کارخانه همه نه آوردند گفتم اشکال نداره میرویم کوه خوش می گذرانیم. بودند بهتر نیستند کاری نمی شود کرد.

حالا داشته باشد امروز را که رفتم کلاس، تازه به من اطلاع دادند که کوه کنسل شده. به همین راحتی زمانش عوض شد و تاریخ دیگری رو حدود یک ماه دیگه رو اعلام کردند.

حالا میگم:

"می خوام برم کوه

به کوه راهم ندادند

گفتند ای تنبل کجا میای."