اول نوشت: هستم ولی نیستم یعنی بودنم در اینترنت کمرنگ شده ولی نمی گذارم تابلو وبلاگم پایین بیایید و بنویسم اینجا تعطیل است. یاد خدا بیامرز احسانبخش امام جمعه رشت می افتم هر بار که کارش به بیمارستان می کشید و سالم جان به در می برد می امد در تلویزیون می گفت به کوری چشم دشمنان من زنده ام. 

دوم نوشت: تا به حال شده در جیبتان 50 تومن باشد یعد می گوید 100 تومن قرض می کنم فلان چیز را می خرم میروید پای معامله در بیایید 500 تومان می شود فقط به این علت که  قصد خرید دارید و آمده اید تا پای معامله کوتاه نیایید؟ اگر این اتفاق برایتان افتاده پس درکم می کنید.

سوم نوشت: رفتم جای که بچه ها حال می کنند جای پر از اسباب بازی من که تا چند روز در کفش بودم.

چهارم نوشت: امروز روز فوق العاده ای داشتم رفتم جشن چهارمین سال مجله دادگر. جشن بسیار خوبی بود و بسیار خوب برگزار شد. امیدوارم که این مجله وزین کارش رو به همین نحو ادامه بده. (اما چشمم اب نمی خورد)

پنجم نوشت: امروز در جشن  بعد از سالها معلم عربی دوره راهنماییم رو دیدم همون معلمم که در فیسبوک با هم دوست هستیم.