اول نوشت: من از رفتار دانشگاه مرضیه خوشم اومد. در بدو ورود فرمهای ثبت نام رو که دادن مرضیه. مرضیه که فرمها رو پر می کرد من لقمه ام رو در اوردم و خوردم. وقتی اشغالش رو می ریختم خانومی که برگه ها رو داده بود گفت "می خواین بگم چای براتون بیارن" من رو می بینی چقدر خوشحال شدم. دستش درد نکنه چایی خیلی چسبید.

دوم نوشت: چند تا شهرستانی بازی حسابی در اوردم حرف نداشت هیچ وقت این کارها رو نکرده بودم. راستش من تهران رو خوب میشناسم حالا من نمی گم به اندازه رشت ولی در حد معقولی برام اشناست. 

اولین خرابکاری: یادمون رفتم بلیط برگشت رو بگیریم.

دومین خرابکاری: ونک رو رد کردیم رفتیم سر ظفر پیاده شدیم تنها دلیلش این بود من غرق نقشه خوانی بودم برای یافتن دانشگاه.

سومین خرابکاری: پیاده همه راه رو برگشتیم.

چهارمین خرابکاری: بعد از اینکه من و مرضیه و دوستم الهام ناهار خوردیم یکبار اشتباهی رفتیم تا بزرگراه کردستان چون سرگرم حرف بودیم و هر کسی فکر می کرد اون یکی می دونه  کجا داره میره.

پنجمین خرابکاری: یه کاری سعادت آباد داشتم به مرضیه گفتم برگشت دربست یه راست بریم آرژانتین همون جا شام بخوریم. مرضیه قبول نکرد گفت بریم مرکز خرید میلاد نور شام همون جا بخوریم. اونجا مستقیم برای آرژانتین ماشین داره. خب از نظر اقتصادی به صرفه تر بود. اولا رفتیم اونجا رستوران بوف شامش خوب نبود. بعد شام هم هر چی پرسیدم که ماشینهای آرژانتین کجا وایمسه؟ همه به ما خندیدن گفتن اینجا مستقیم نداره دربست میریم پنج تا هفت هزار تومن قیمتها متفاوت بود. آخرش فهمیدیم باید بریم هفت تیر. سوار ماشین که شدیم توی بزرگراه همش تابلو زدند به سمت آرژانتین از راننده پرسیدم اقا اینجا پیاده بشیم آرژانتین میره گفت میره. اما چون خیلی بزرگراه بود پیاده نشدیم. اخرش یه جا نگه داشت گفت از این سمت برین اولین چهارراه ماشین بگیرید میره آرژانتین. رفتیم بالا اشتباه کردیم اولین چهارراه وای نستادیم مجبوراً دربست گرفتیم رفتم ترمینال.

شیشمین خرابکاری: ما نتونستیم با ترمینال  تماس بگیریم برای همین مریم برامون بلیط رو رزرو کرده بود گفت سیر و سفر بلیط رزو کردم. ما رفتیم سیر و سفر دیدیم فقط یک سرویس داره که اون هم یک بعد از ظهره. ما رو می بینی فکر کردیم ترمینال ازادی مریم برامون رزرو کرده نه آرژانتین. واقعا خیلی بد میشد اگه اینجوری بود آخرش با خودم گفتم سنگ مفت گنجشک مفت برم رویال هم بپرسم  خوشبختانه مریم رویال رزرو کرده بود. 

آخر نوشت: اینقدر خسته بودم که امروز کار و زندگی رو تعطیل کردم.