گل در بر و مِی در کف و معشوق به کام است 
سُلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب 
در مجلس ما ماهِ رُخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است؛ ولیکن 
بی روی تو، ای سرو گل اندام، حرام است

گوشم همه بر قول نِی و نغمه‌ی چنگ است 
 چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر مَیامیز که ما را 
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شِکّر 
 زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مُقام است

عید شما مبارک.