قصه نوشتنم از روز گرمی در مرداد ماه 88 آغاز شد رفته بودم کتاب فروشی و از سر بی حوصلگی کتابی خریدم. خریدی که تقریبا بی هدف بود. قرعه آن روز به نام کتاب وبلاگ نویسی خورده بود خریدم چند روزی نگاهی به آن نکردم  ولی روزی از سر کنجکاوی خواندمش و اولین پستم را نوشتم کوتاه بود فقط یک جمله 

"امروز شنبه 24 مرداد اولین روز راه اندازی وبلاگ پرشکوه است."

اوایل نمی دانستم چی می خواهم بنویسم. روز قدس آن سال اتفاقی برای دوستم مرضیه افتاد. این اتفاق موجب شد که از وبلاگش با خبر شوم. وبلاگش را خواندم چند پستی از وبلاگش دلیلی خوبی برای نوشتن من بود. در این پستها چند خاطره از دوران دانشجویمان نوشته بود و این شد بهانه برای نوشتن بعدها روند نوشتنم عوض شد اما مهم آغاز بود. 

امیدوارم همیشه آغاز های به این سادگی باشد ولی ممتد.

پی نوشت: تصمیم به تغییر در روند زندگیم دارم دعا کنید موفق بشم.