چه کسانی خوشبخت هستند؟ از همه درس دینی چیزی را خوب یاد گرفته باشم یک جمله است و آن اینکه برای خوشبختی تعریف دقیقی وجود ندارد. نسبی بودن این تعریف موجب شده است که هر کداممان گاهی فکر کنیم خوشبختیم در حالی که در نگاه دیگران بدبختی بیش نیستیم، یا در کمال خوشبختی و رشک بر انگیز بودن برای دیگران احساس بدبخت بودن داشته باشیم.

حس بدبخت بودن در آدمها خیلی بیشتر از حس خوشبختی دیده می شود. من آدمهای کمی دیدم از زندگی راضی باشند همیشه چیزی هست که ادمها به دست نیاورده باشند و همان نقطه می شود محل نارضایتی. دیگر چیزهای که به دست اورده اند را نمی بینن و میگن مرغ همسایه غازه.

حالا فکر می کنید من نفسم از جای گرم در می اید و دارم برای همه نسخه می پیچم نه اصلا نمی خواهم بگویم همه ادمها خوشبختند و کسی بدبخت نیست. می خواهم بگویم آدمها از نگاه خودشان خوشبخت یا بدبخت هستند. بیشتر می خواهم بگویم آدمها درصدی از موفقیت و درصدی از عدم موفقیت در هم هستند. دقیقا ممکن است یک دانشمند در زندگی خانوادگیش ناموفق باشد. درصدی از زندگیش موفق است و قسمتی نه. 

 وقتی هر انسان احساس خوشبختی می کند که حس کند در اولویتهایش موفق شده ولو اینکه در بقیه زمینه ها موفقیت کسب نکرده باشد. ما انسان کامل نداریم که در همه زمینه ها موفق باشه در واقع هیچ الگوی انسانی کاملی نمیشود ارائه کرد.

حالا چند تا سئوال:

  1. چند بار فکر کردید کم اوردید؟
  2. چقدر فکر می کنید خوشبختید؟
  3. تا به حال فکر کردید دیگر از شما خوشبختره؟
  4. فکر می کنید چی رو به دست بیارید خوشبخت میشید؟
بقیه سئوالات ته ذهنم رو نمی پرسم چون زیاد اگه بپرسم باید به حوزه شخصیتون وارد بشم.