ساعت دوازده هفدهم تیر نود اگه پام نشکسته بودم الان با گروه کوه نوردی رفته بودم کوه. اگه اون هم جور نمیشد الان با علی اینها داشتیم کباب کنار دریا می زدیم. حسرت نمی خورم چون زمانی که حسرت می خوری زمان سوخته است. فقط قدر می دونم سلامتی رو. هشدار میدم به بقیه قدر بدونن قدر لحظه ها رو بدونن.

پی نوشت: چند تا آهنگ خوب پیشنهاد بدید چند وقتیه آهنگهای که گوش می کنم تکراری شده. فقط لطف کنید خیلی بروز نباشه. 

 

خنده نوشت: برام اس ام اس اومده یه کفش فروشی تازه باز شده سه روز اول هم تخفیف داره. دلاوری کنم با این پا برم کفش بخرم فقط به خاطر اون تخفیف.