دوران نقاهتم را می گذارنم فیلم نگاه می کنم و کتاب می خوانم با اینترنت کار می کنم. سعی می کنم از زندگی لذت ببرم و هر گرفتاری را سبب خیری بدانم. شاید در شکستن پایم مصلحتیست که نمی دانم.

پی نوشت1: عمو قندک از تصویر سمت چپ وبلاگم برداشتی کرده می خوام بپرسم شما چی در این تصویر می بینید؟

پی نوشت2: چقدر از تماس تلفنیت خوشحال شدم وقتی احوال پایم را پرسیدی. من کشته و مرده این اخلاقت هستم.

بعد نوشت: وقتی این خبر را خواندم نتوانستم چیز ننویسم. اول موضع خودم را درباره هر نوع دود و دمی مشخص کنم من با هر نوع دخانیات و مواد مخدر و حتی قلیان مخالفم. بعد بروم بر روی تحلیل خبر:

خبر می گوید از این به بعد زنان حق ورود به قلیان سراها را ندارند. خب من نمی فهمم مشکل ورود زنان به قلیان سراها چیست؟ اگر قلیان چیز بدیست زن و مرد نمی شناسد و می تواند برای هر جنسیتی بد باشد و باید مثل مشروبات الکلی که در هیچ رستورانی در ایران  سرو نشود.

شاید وجود زنان در قلیان سراها موجب اختلال در قلیان کشیدن اقایان می شود ان هم حرفیست یعنی وجود تعداد زنی که قلیان می کشد موجب می شود به مردها قلیان نرسد و این موجب اعتراض مردهای جامعه شده و برای همین می خواهند از این حق مسلمشان دفاع کنند و زنان را از حوزه خصوصی خود طرد کنند.

تنها برداشتی خوش بینانه ای که از این خبر کردم این است که در قلیان سراها نمی توانیم امنیت زنان را تامین کنیم برای همین به آن جا راهشان نمی دهیم.

اما جدا از شوخی من به یک نتیجه کلی در اموزش  رسیده ام این است که وقتی جدا سازی جنسیتی رخ می دهد مشکلی از بین نمی رود بلکه ماست مالی می شود راحتترین مکان برای تدریس مکانیست که هر دو جنسیت وجود دارند زیرابه علت قبیح دانستن بعضی رفتارها و یا خوش وجه نشان دادن خود در مقابل همدیگر خیلی رفتارهای دون شخصیت را انجام نمی دهند. این حداقل رخ داد خوبیست که می تواند به خاطر وجود دو جنسیت در یک مکان رخ دهد.

در واقع یکی از مشکلات جامعه ورزشی ما وجود یک نوع جنسیت تماشاچیست. نبود خانواده در کنار افراد موجب می شود پرده های ادب و اخلاق دریده شود و ان اتفاق که نباید بیفتد می افتد و ان شعارهای را که نباید بشنویم را در استادیومهای ورزشی می شنویم. من دلیل جدا سازی را نمی فهمم واقعیت این است باید به شیر غذا داد اگر شیر را در قفس گرسنه بگذارید به زور قفس را می شکند و می درد اما اگر شیر سیر بود در قفس هم نباشد مشکلی ایجاد نمی کند این مثال حالت بدبینانه ای به رفتارهای اجتماعی افراد دارد وگرنه من خودم اینگونه نگاه توصیف شیر گرسنه را نمی پسندم.