دیشب علی زنگ زد گفت می خواهند به مناسبت روز مادر بیاییند خانه ما. وقتی محمد رسید پله ها را سریع بالا آمد تا کادو روز مادرش را به مادر بزرگ بدهد اینقدر عجله داشت متوجه نشد مادر بزرگ را پایین پله ها دیده.

کادو محمد از همه کادوها ما زیباتر بود زیرا او نان ساندویچی پر از کنجدی را که دوست دارد در ظرف در داری گذاشته بود و ان را با کاغذی کادو پیچ کرده و برای مامان آورده بود. تکه نانی را که دوست داشت به مامان هدیه کرد. هدیه زیبای که از صداقتش آب می خورد.

آرزو می کنم هدیه هایمان هدیه ای از جنس صداقت باشد.

روز مادر بر همه مادران مبارک.