نوشته زیر انشاء سال سوم دبیرستان من برای کلاس ادبیات است  با اینکه موضوع انشا یادم نیست. ولی یک نکته در این انشا برای من جالب است من نه در آن زمان و نه تا حال یک کتاب جنایی پلیسی نخوانده ام با اینکه در این فرصت کتابهای زیادی را ورق زدم و خوانده ام اما بخت با من همراه نبود و از این دست کتابها چیزی نخوانده ام و جالب این است که این متن را با چنین پیشینه در نوجوانیم نوشتم.  این انشا من مثل یک خاطره شده آن را بدون دخل و تصرف آوردم بدی و خوبی آن را ببخشید.

مقاله ای درباره داستانهای جنایی و پلیسی
می خواهیم به یک سفر کوچک برویم این سفر نه به دشت و کوه است و نه به شهر و کشوری بلکه سفری است به ذهن به ذهن یک نویسنده.
شاید همه کسانی که اینجا نشسته اند یک کتاب . یا یک داستان کوتاه یا یک رمان جنایی و پلیسی خوانده باشند یا فیلم یا سریالی از این دست دیده باشند. ما می خواهیم خودمان را به جای نویسندگان داستانهای جنایی قرار دهیم و به جای آنها داستان بنویسیم پس شروع می کنیم .
قبل از اینکه چیزی بنویسیم باید ابتدا یک انگیزه پیدا کنیم. انسانها بدون انگیزه و هدف کاری را انجام نمی دهد تا برسد به اینکه آدمی را به قتل برساند. ابتدا باید انگیزه های متداول را روی یک صفحه نوشت و یکی از آن ها را انتخاب کرد. بعضی از این انگیزه ها عبازتند از:
1-دلایل مالی
2-عصبانیت
3-عشق
4-جنون
5-    انتقام
6-    حسادت
اگر هیچ یک از این موارد را انتخاب نکردید انگیزه جدیدی برای قاتل خود بسازید. بعد از انتخاب انگیزه آن  را روی کاغذی بنویسید. بعد قاتل را انتخاب کنید بهتر است قاتل شما وجه تمایز نداشته باشد و مثل آدمهای دیگر باشد که پلیس شما نتواند آن را زود پیدا کند. بعد از اینکه اخلاق و رفتار و لباس پوشیدن و ظاهر قاتل خود را توصیف کردید آن را روی کاغذ دیگری بنویسید و در انتها بنویسید قاتل.
بعد از آن باید مقتولی انتخاب کند درباره او نیز دقت کافی باید کرد و برای آن صفات  و رفتار مناسب شخصیتی که به او نسبت داده اید بگذارید. بعد از انتخاب قاتل و مقتول و دلیل قتل باید مظنون یا مظنونها نیز انتخاب کنید بهتر است از چند مظنون استفاده کنید تا داستان شما جذاب تر باشد و قاتل آن دیرتر کشف شود. برای مظنونین نیز دلایل باید آورد و برای اینکه داستان کامل و بدون نقصی داشته باشید باید تا بتوانید دلایل محکم و به قول داستانها جنایی محکمه پسند بیاورید. بعد از اینکه دلایل قتلی برای مظنونین انتخاب کردید رفتار و صفات و گفتار و کارهای آنها را نیز توصیف کنید و دلایل قتل هر یک با صفاتشان را در یک صفحه خا بنویسید بعد از این باید مکان قتل  و جای پیدا شدن مقتول را نیز مشخص کنید و آنها به طور کلمل توصیف کنید و هرگز فقط آثار جرم را توصیف نکنید بلکه باید مکان طوری توصیف شود که خواننده با خواندن آن بتواند چنین محلی را بدون کم و کاست همانطور که در ذهن شماست تجسم کند اگر می خواهید در این رابطه به مشکلی برخورد نککنید یک محل واقعی را که تا به حال دیده اید توصیف کنید و جنازه را در آن بیندازید. این توصیفات مکان را نیز باید در ورقی دیگر نوشت و بعد از آن باید افراد نزدیک به مقتول و خانواده او را نیز توصیف کرده و آن را نیز در ورقی دیگر نوشت حال باید چند اثر جرم باقی گذاشت این آثار جرم باید طوری باشد که ابتدا به چشم نیایید ولی پلیس خبره ما بتواند آن را پیدا کند آثار جرم را نیز در ورقی می نویسیم .چند اثر جرم تقلبی نیز باید اخت که این آثار برای مظنونین باشد. بعد ازآن باید پلیسی را انتخاب کرد و حال داستان را نوشت. آن هم با توصیف کاملی که درباره اشخا مکانها و آثار جرم و غیره داریم کار ساده ای است ولی در این کار بعضی افراد علاقه مند هستند که از پلیس لستفاده نکنند و از کارآگاه های خوی یا روزنامه نگاران قضول  یا افرادی که سرشان برای جنجال درد می کند که این به اسکلت داستان ضربه ای وارئ نمی کند ولی بهتر است که این افراد با انگیزه وارد داستان شوند.
برای شروع داستان بهتر است از جایی شروع کنیم که خواننده را با خود بکشیم و او را به اجبار تا آخر داستان با خود همراه سازیم بهتر است سریع به قتل اشاره نکنید. توصیفات و همچنین شک کردن به همه افراد و مظنون  جلوه دادن اشخا موجب می شود که خواننده با اشتیاق آن را بخواند. بهتر است که در نوشتن دقت کنید تا اینکه هیچ جا قاتل شما کشف نشود اگر شما خود را به جای پلیس تان قرار دهید این مشکل حل می شود یا اینکه خود را بی اطلاع جلوه دهید و مثل اینکه چنین حادثه ای رخ داده است و شما آن را  ثبت می کنید. مهم ترین توصیه این است که هرگز در فحه آخر و به خصو ص پاراگراف آخر یا حتی 10 فحه آخر قاتل را مشخ نکنید چون بعضی خوانندگان عجول و همچنین زرنگ با خواندن انتهای داستان دست شما را رو می کنند حال خود را به جای نویسنده یک داستان پلیس ی قرار داده اید. در سفر ذهنی که شما کرده اید فهمیدیم که نوشته یک نویسنده خلاق چیزی جز توصیف حالات افراد و امکانی که وجود ندارد نیست. ولی آنها به خاطر همین استعداد ویژه و همچنین نوشتن و پبت کردن آن شما را با خود می کشند پس شما هم می توانید مانند آگادا گریستی و سر آرتور کامنوی داستانهای جنایی بنویسید به امید روزی که داستانهای شما را بشنویم و یا بخوانیم و یا ببینیم.