دیروز ماهی قرمز ما مرد و من حالا از زبان مادر شنیدم . ماهی قرمز کوچکی که از عید تا حالا با ما مانده بود سه تا بودن ودر تنگ کوچک ما دم تکان می دادن شاید این یکی از سه تای دیگر خوش شانس تر بود چون آزادی را زودتر از بقیه چشید. چون مرگ نیز یک نوع آزادی است اگر خوب نگاه کنیم. فکر کنم حرف مرا می فهمید؟