همیشه از مرتب کردن خوشم می آید از این که دکوراسیون چیزی را تغییر دهم اما من این کار را نمی کنم  چیزهای را که بر می داشته ام  سر جایش بگذارم و این موجب  می شود که هر از گاهی به جبر دکوراسیون وسایل را تغییر دهم و قشنگ بچینم. این حرفها را برای چه می زنم  چون امروز برای یک شماره تلفن ناقابل مجبور شدم تمام مدارکهای مهم و قبوض پرداخت آب وبرق و مدارک تحصیلی دوران کودکی و چه وچه را بهم بزنم و مرتب کنم و سرجایش بگذارم مرتب کنم نه مثل اولش بلکه با دکوراسیون جدید شاید که برای همیشه مرتب بماند. این کار  من را یاد ایرانی ها می اندازد آنها همیش در این صد سال اخیر این کار را می کردند. اول قشنگ هم جیز را می چیدند و بعد چون مرتب شد یادشان می رفت  که باید دوباره وسایلی را که بر می دارند سر جایش بگذارند یا چیزهای جدید که می آید را وسط آنها جا بزند می گذارند این روش آنقدر غلط پیش برود که مجبور می شوند تمام چیز ها را از اول بچینند. بله در این مواقع دیگر این  کار لازم است. شاید این آرزوی به جایی باشد که روزی دکوراسیون چیزهای که می چینم و می چینند را آنقدر رعایت کنیم که به فکر تغییر نیفتیم. آرزو بر جوانان عیب نیست.