سال ها پیش وقتی رفتم بودم کتابخانه درس بخوانم وقتی حوصله ام سر می رفتم دیوار نویسی ها را می خواندم. روزی تصمیم گرفتم این دیوار نویسی ها را بنویسم. این هم نوشته آن سالها

چیزهای که روی دیوار کتابخانه جایی که نشسته ام نوشته شده است.

تو خیلی خوبی خدا جون"

"فروغ فرخزاد:
دلم گرفته
به ایوان می روم و انگشتانم
را بر پوست کشیده شب می کشم
کسی مرا به مهمانی آفتاب دعوت نخواهد کرد
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است."
mina
10/2/81

"دلم تنهاست ماتم دارد امشب"

"انگل تمام شد راحت شدم"

"تجربه میوه ای است که بعد از گندیدن آن را می چینند."

""دیگه پرشد صبرم"

"تا کی باید صبر کرد چرا فرجام خودش رو نمایان نمی کند."

"در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام."

"حال ببینم قبول کنم."

"موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست موطن آدمی تنها، در قلب کسانی است که دوستش دارند."

"یه ماهی بود یه دریا، یه آسمون زیبا
یه قایق شکسته، یه ماهیگیر تنها
یه ماهی که حواسش به حجره های تور بود
فکر شب عروسی تو حجله بلور بود
.
.
.
ماهی نفهمید جه کسی سینه خسته لش رو درید
کدوم لب گرسنه ای شوری بختش رو چشید."

"توی تو همراه مثل نفسهام
پایان خطی اون خط آخر
تو مرز فردا
توی یه سنت، یه یادگاری
همیشه هستی عزیز دنیا
عزیز دنیا."

شیطان هزار مرتبه بهتر از بی نماز او سجده برآدم نکرد و این سجده بر خدا نکرد."

"قصه های عاشقی همیشه ناتمومه
از من به شما وصیت که تجربه دارم."

"مبادا گفته باشم دوستت دارم."

"مرا گر دولت عالم ببخشند
برابر با نگاه مادرم نیست."

"نور چشمهای من
ساغر خوشبختی من، هستی من
امیدم بی تو سراب یه حباب روی آب
زندگییم بی تو خراب."
7/12/80
مینا 20/10

"این آب و چرخ چو سیل است بی وفا
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست."

"مرسی نهنگ جون"

"شما دچار یک اختلال روانی هستید لطفا به روانپزشک مراجعه کنید."

"همه تون از دهات به اینجا سرازیر شدید."

"خدایا بر تو توکل."

حال ندارم بقیه را بنویسم خیلی زیاده . آمدم درس بخوانم دیوار نویس ها توجه ام را جلب کرد باید بروم درس بخوانم.

شنبه 26/7/1382