زیباتر است از غزل من سرود تو
اما چگونه باز بگویم نبود تو
این شعرها ترانه خوبت نمی شود
عاشق شدن بهانه خوبت نمی شود
خورشید یک بهانه سنگین برای ما
یک آسمان ستاره رنگین برای ما
اما همیشه جای تو خالیست پیش ما
در رمز شب نام تو جاریست پیش ما
شاید سرود من به دستت نمی رسد
شاید که نامه ات به مستت نمی رسد
اما خدای من گواه شنیدنت
من هم گناهکار گناه ندیدنت
من مانده ام عاشق گریان روی تو
سرگشته وگریخته از سمت کوی تو
اما درست در وسط گور مانده ام
امشب که آخرین غزلت را نخوانده ام
این شعرهم، برای مبادای روزگار
بر روی قبر من همیشه به یادگار
در انتهای قصه این گنبد کبود
در زیر آسمان کسی عاشقت نبود.