امروز از ساعت شیش و نیم تا حالا بیدارم و وب گردی می کردم به جز اینکه دیروز توی تهران زلزله آمد یا یک  انفجاری نزدیکی های ساختمان نفت رخ داده. چیزی دستگیرم نشد. قبل از اینکه این پست را بگذارم راهنمایی Blogger را برای دوستانم ایمیل زدم تا آنها هم وبلاگ راه بندازند.
حرف زلزله شد یاد نقشه تهران افتادم همه دوستانی که من را می شناسند من را خوره نقشه می دانند. امکان ندارد شهری رفته باشم و نقشه اش رو نخریده باشم. قبل از هر سفری  این قدر به نقشه نگاه می کنم که موقعی به شهر مقصد می رسم کوچه پس کوچه های آن نیزبرایم آشناست. حالا چه ربطی دارد زلزله ونقشه؟ چون من اینقدر نقشه بازم که از تهران بزرگ پنج تا شیش مدل نقشه دارم نقشه های قدیمی تا نقشه های که کوچه پس کوچه ها را نیز دارد. یکی از این  نقشه های که من دارم  کنار نقشه اصلی تهران یک نقشه کوچکتر دارد که محل گسلهای تهران رو نشان می دهد. جالب نه! اما وحشتناک هم هست چون دو تا از سازه مهم شهری تهران تقریبا توی این مناطق قرارمی گیرد اولی تونل رسالت و دومی برج میلاد! این حرف را من از روی کارشناسی نمی زنم ولی وقتی نقشه را نگاه کنید متوجه حرف من خواهید شد. من این حرف نمی زنم که کسی بترسد و خدای نکرده جو راه بیندازم. اما اگر واقعا آنها روی گسل باشند و زلزله بیایید چه اتفاقی می افتد. خداوند می داند و بس!
حال اگر خسارت تهران بعد از یک زلزله یکباره خیلی شدید شد نگوید زلزله بزرگ بود باید بگویم تدبیرمان کم بود. حالا گفتم که بعدا عزادار مرده های هم اکنون زنده نباشیم یا نگوییم کشته های ما در تصادف های جاده ای اینقدر بالاست که این هم روی آنها.