چند روزیست  که دیگه پست نمی گذارم مشغله ذهنیم زیاد شده. وقت برای نوشتن ندارم. حتی چند پست نصفه نوشتم اما ارسالشون نکردم. امروز آمدم که بگوییم زنده ام ولی وقتم تنگه! حالا که دوستان از زنده بودنم اطلاع یافتند گفتم چند نکته بگم.

1- موضوع اول این که توی ایران یک کار بسیار ساده سالها طول می کشه مثل این که من هنوز دفترچه اقساط دوران دانشجوییم رو دریافت نکردم کارهای لازم برای دریافتش رو پنج ماه پیش انجام داده بودم امروز که زهرا زنگ زد بازهم آماده نبود  این هم از حسن انجام کار. راستی اینجا وقت مناسبی هست که از زهرا تشکر کنم.

2- موضوع دوم فریبا امروز زنگ زده بود بعد از یک سلام و علیک ساده چون کاری براش پیش اومد نتونستم خبری بیشتر بدست بیارم. گفتم خبر سلامتی فریبا رو و اینکه امروز 24 آبان ماه مدرسه نرفته رو به بقیه رفقا خبر بدم.

3- فاطمه دلخوش هم دیروز یک SMS محبت آمیز فرستاده بود و چون به علت تحریم SMS متاسفانه جوابش رو ندادم باید اینجا ازش عذر خواهی کنم.

4- مهدیه و نیلوفر هم برام SMS زدن ولی به همون علت بالا متاسفانه جواب ندادم.

5- سمیه آسوده هم  یه ایمیل محبت آمیز با کلی پیشنهاد خوب برای وبلاگم به من زده.

6- تولد بتول هم هست و من هنوز پستی نگذاشتم.

7- به خاطر تولد فهیمه با هاش کلی  تلفنی حرف زدیم.

دیدید به جز اعلام کردن زنده بودن خودم  زنده بودن بقیه دوستان و رفقا رو نیزبه اطلاع شما رسوندم.