پنجره را بسته بود دخترک خرد باد
پرده زیبای حال
رقص کنان توی باد
ابر سپیدی رسید
صورت خورشید رفت پشت حجاب سپید
باد که آمد
دوید دختر همسایه مان
چادر او توی باد
هلهل آغاز کرد
قصه امروز مان
قصه باران باد
قصه یک مشت رخت روی طناب حیاط
باد که آمد همه
سوی هوا پر کشید
دختر همسایه مان
در پس آن می دوید.