دیروز رفته بودم تهران مثل هر خانومی که از خرید کردن خوشش می آید آمده بودم تهران تا خرید کنم ولذت ببرم. ساعت شش حرکت کردم یازده آزادی بودم از آنجا یک راست رفتم طرف فردوسی سر لاله زار پیاده شدم تا فردوسی پیاده رفتم از آنجا رفتم هفت تیر و از آنجا هم رفتم زیر پل کریمخان. شاداب را پایین آمدم داخل یکی از خیابانهای فرعی رفتم و توی سپهبد قرنی در آمدم توی سپهبد قرنی رفتم رستوران موبی دیک قرار ما این است هر موقع می آیم تهران می روم موبی دیک. بعد نهار دوباره رفتیم  زیر پل کریمخان و از آنجا میدان ولیعصر. دیگر کار خریدن کردنم تمام شده بود از این سیر و سلوک دنیویی سه کفش خریدم یک کیف یک مانتو و شلوار یک بلوز. فکر بد نکنید همه اش برای خودم نبود ففقط  آن مانتو و شلوار مال خودم بود. بعد از ولیعصر رفتم وصال هتل البرز. توی لابی نشستیم و چایی خوردیم مرضیه در هتل ماند و من با یک آژانس راهی آزادی شدم. راننده دور آزادی  می چرخید. دور آزادی را داربست زده بودند مثل اینکه آزادی در قفس بود. طوافم دور آزادی که تمام شد به ترمینال رسیدم ساعت پنج و ربع  سوار اتوبوس بودم و دوباره دور آزادی در قفس طواف می کردم. چه حیف که آزادی های ما در قفس است.