وقتی من به دنیا آمده بودم چند سالی بود که انقلاب کرده بودیم  و تازه جنگ آغاز شده بود وقتی مدرسه می  رفتم ده روز دهه فجر با تمام روزهای مدرسه فرق می کرد حال بگذریم از روز معلم. یک روز را جشن می گرفتند و کاغذ رنگی های مسخره را روی در و دیوار می آویختند بچه ها گروه سرود یا نمایش تشکیل می دادند تا سر صف اجرا کنند گاهی هم ما را به سینما می برنند اما گذشته از همه اینها  یک سئوال همیشه توی ذهنم بود که آزارم می داد چرا 22 بهمن انقلاب پیروز شد مگر چه اتفاقی افتاد که همه فهمیدن در این روز پیروز شدیم این چه اتفاقی بود که نه در 21 بهمن نه در 23  بلکه فقط در 22 بهمن افتاد بود؟
حالا که به این سئوال می رسم می بینم واقعا چه اتفاقی افتاد که انقلاب پیروز شد. ما که شاه را آن روز نکشتیم یا دستگیر نکردیم چون چند ماه قبل شاه ایران را ترک گفته بود امام خمینی هم که آن روز وارد ایران نشده بود زیرا 10 روز قبل آمده بود. خب  شاید بگوید مردم آن روز  اسلحه دست گرفتند بله درست است اما این اتفاق در بیست و یک بهمن افتاد بود نه 22 بهمن. شاید بگوید مراکز دولتی سقوط کرد چند وقت بود که سقوط کرده چون اعتصاب بود و کسی بر سر کارش نمی رفت. واقعا چه شد که 22 بهمن انقلاب پیروز شد. قطعه ای از پازل انقلاب در ذهن من گم شده است همان قطعه که سالها پیش با اینکه بچه بودم دنبالش می گشتم. اما گذشته از اینها با اینکه این قطعه پازل را نیافتم ولی می بینم که تنها دلیل سقوط شاه نارضایتی عام مردم و اتحاد تمام اقشار مردم با هر نوع گرایشی بود زیرا همه یک چیز را می خواستند آن هم این بود که دیگر شاه نمی خواستند همه تصمیم گرفته بودند که شاه را کله پا کنند و این کار را هم کرده بودند این تعجیل برای براندازی نقطه ضعف انقلاب هم بود و به قولی پاشنه آشیل زیرا بعد از آن به همان سرعت که شاه را بیرون کردن همه تصمیمات مهم ایران را هم گرفتند. این قضاوت منی است که 31 سال پیش نبودم و حال مطالباتم را می طلبم شاید سرعت لاجرم کاری بود که می شد انجام داد.