تا به  حال به رفتار آدمها نسبت به درها دقت کرده اید آدمها با درها رفتار مختلفی دارند مثلاً
یک عده اگر دری را بسته دیدن دیگر طرف آن نمی روند این آدم سه دسته اند.
یک دسته اول که خجالت می کشند به در بسته بکوبند برای همین راهشان را می کشند و می روند.
دسته دوم ترجیح می دهند بسته باشد تا باز. پس با بسته بودن در به خود می گویند گفتم نیستند.
دسته سوم از رفتار آدمهای که در آنطرف در هستند می ترسند پس بدون هیچ اقدام عقب نشینی می کنند.
عده دیگر این گونه رفتار نمی کنند بلکه به پشت در می آیند و صداهای داخل اتاق را می شنوند این آدمها هم چند دسته اند.
دسته اولشان فقط دوست دارند بداند پشت هر در بسته چه اتفاقی می افتد زیاد تمایل به ورود ندارند و به قول عوام فضولند.
دسته دوم صفت دسته اول را دارند اما دوست دارند در زمان مناسب وارد شوند که مچ افراد را هم بگیرند.
دسته سومی هست که دوست دارند که صدایی نشنود تا به آنها ثابت شود کسی نیست و ارزش در کوبیدن را هم ندارد و حرفش که کسی نیست درست باشد.
دسته چهارمی هم هست که منتظرند اوضاع پشت در موقع ورودش مناسب باشد تا هیچ کس از ورودش دلگیر نشود.
بجز این دسته افرادی هم هستند که به در می کوبند و وارد می شوند این عده را هم می توان به چند دسته تقسیم کرد.
دسته اول که به در می کوبند تا ادب خود را نشان بدهند و تا صدایی از داخل نگوید بفرما نمی روند تو.
دسته دوم در را می کوبند فقط محض اطلاع و سرشان را می اندازند تو مثل چی.
دسته سوم چه در قفل باشد چه نباشد به در می کوبند آنقدر که آن کسی که نیست بیایید در را باز کند یا خودشان به زور وارد می شوند.
دسته چهارمی هم هست که در را می کوبد تا مطمئن شود کسی نیست و دستگیره را می چرخاند که خیالش جمع شود.
بجز عده ای که به در می کوبند تا وارد شوند عده ای هم هستند که به در نکوفته وارد می شوند
دسته اول کسانی که از سر فضولی وارد می شوند که قبلاً شرحشان دادم.
دسته دوم فکر می کنند که هم جا خانه خاله است و در معنای چندانی ندارد.
بجز آنها که با درهای بسته مشکل دارند بعضی ها هم با درهای باز مشکل دارند مثلا اگر خانمی وارد شود حتما باید در را باز بگذارند یا همیشه در اتاقشان باز است تا از هر اتفاقی خبر داشته باشند. عده ای هم برای اینکه همیشه در دسترس باشند در را باز می گذارند. آدمها با درها رفتار متفاوتی دارند رفتارشان با درها نشانه ای از رفتارشان با آدمهاست.