این روزها که به معاملات ملکی ها سر می زنم و خانه های رنگ رنگ می بینم متوجه شده ام خانه ها مثل آدمها می مانند وبرعکس مثلاً
خیلی از خانه ها کوچکند و در جای خوبی هستند ولی ارزشش را نداند مثل بعضی از آدمها.
یکسری دیگر از خانه بزرگند ولی درجای بدی واقع شده اند و حداکثر رشد شان هم آنقدر است مثل خیلی آدمها.
یکسری از خانه ها در روز ساختشان هم کجند و هر چه به آن زیور بیاویزی نمی توان عیبش را ندید مثل خیلی از آدمها.
یک عده دیگر از خانه ها کج هستند ولی با سلیقه آراسته شده اند و نمی توان روی عیبشان انگشت گذاشت مثل خیلی از آدمها.
یک عده دیگر از خانه ها زیباهستند ولی مردم فریبند  مثل بعضی آدمها.
و عده ای دیگر ظاهر ندارند ولی در ذات خوب ساخته شده اند مثل بعضی آدمها.
بعضی از خانه ها پی ندارند مثل بعضی از آدمها که ریشه ندارند.
عده ای هم سقفشان خراب است مثل بعضی از آدمها که عقلشان کار نمی کند.
بعضی خانه ها فقط پذیرایی هستند ولی خواب ندارند مثل بعضی آدمها که فقط در خدمت دیگرانند و خودشان خواب ندارند.
بعضی خانه خوابشان بزرگ است پذیرایی ندارند مثل بعضی دیگر از آدمها که همیشه خوابند و کسی را نمی پذیرند.
بعضی خانه ها اپن هستند مثل بعضی از ادمهای که با هر مسئله ای اپن برخورد می کنند.
بعضی خانه ها فقط به درد زندگی می خورد مثل بعضی ادمها.
و بعضی دیگر قشنگند جا دارند اما به درد هر کاری می آید بجز زندگی مثل بعضی آدمها.
بعضی خانه ها سرگذرند و بعضی ته خط  مثل بعضی از آدمها که سر گذر ایستاده اند یا به ته خط رسیده اند.
بعضی از خانه ها از قیافه شان  پولداری می بارد و از بعضی خانه ها  فقر مثل خیلی از آدمها.
بعضی از خانه سرشان دعوا ست  مثل بعضی آدمها همیشه موضوع دعوا هستند.
بعضی از خانه ...
(ادامه دارد)