این پست را به اسم اختصاص می دهم فقط به اسم. مادر همیشه می گوید "کی نشسته برای این همه چیز اسم گذاشته." منظور مادرم این است که چه کسی حال داشته تفاوتهای ریز را لحاظ کند و اسمی متفاوت با نام اجسام دیگر را بر جسمی جدید بگذارد از یک دیدگاه درست است اما از دیدگاه دیگر می بینیم که نام ها را نه یک نفر بلکه افراد مختلف بنابر نیاز خود نهاده اند. یعنی اسامی زاده نیاز بوده و تنها دلیل اسم داشتن تک تک اشیا نیاز متمایز کردن آنها از دیگران بوده است و این موجب شده که گاه جزیات ظریفی لحاظ شود و دو جسم مشابه با تفاوتی جزیی نامهای متفاوت داشته باشند. خب این احساس نیاز موجب وجود نامهای مختلف بر انسانها نیز بوده  نامهای که گاه خوشایند یا نا خوشایند، گاه زیبا یا زشت،...هستند.
قصه هر نامی شاید کوتاه تر از قصه های شاه پریان نباشد زیرا گاهی علل و تاثیر و تغییر نام ها به افسانه ها شبیه است تا به واقعیت روز مره ما. چرایی و چگونگی نامها ست که این قصه ساده را پیچیده و گاه بغرنج می کند اما چه نامها قصه ای ساده داشته باشند چه قصه شان هفتاد من کاغذ ببرد به این درد می خورند که افراد را از هم باز شناسیم.